Document Type : Research Paper
Authors
1 Ph.D. Candidate, Department of Financial Management, Kish International Campus, Tehran University, Kish, Iran
2 Professor, Department of Financial Engineering, Faculty of Management, University of Tehran, Tehran, Iran
3 Assistant Professor, Department of Statistics, Faculty of Basic Sciences, Bu-Ali Sina University, Hamadan, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
حبابهای قیمتی یکی از پیچیدهترین پدیدههای اقتصادی است که میتواند تبعات گستردهای برای اقتصاد و جامعه داشته باشد. حبابهای قیمتی وقتی رخ میدهد که قیمت معاملات جاری سهام از ارزش واقعی خود جدا میشود؛ این وضعیت یا ازطریق واکنش بازار از بین میرود یا تشدید میشود که حباب واقعی از حالت تشدیدشوندۀ افزایش قیمت سهام ناشی میشود. در حباب قیمتی، افزایش قیمت سهام همچنان ادامه مییابد تا به نقطهای بحرانی برسد؛ در این نقطه آغاز توقف معاملات سهام شروع میشود و در عمل گفته میشود که حباب قیمتی درحال ترکیدن است (Abbasian et al., 2010).
حبابهای قیمت دارایی میتواند به سرمایهگذاری نامناسبی منجر شود که کارایی هر اقتصادی را کاهش میدهد. ترکیدن حبابها میتواند به بحرانهای مالی گسترده منجر شود؛ زیرا بسیاری از مؤسسات مالی ممکن است در معرض ریسک ورشکستگی قرار گیرند؛ ازاینرو، فروپاشیها و حبابها برای مدیریت ریسک سبدهایسرمایهگذاری از اهمیت زیادی برخوردار است (Kaliva & Koskinen, 2008). بحرانهای مالی و حبابهای قیمت دارایی ارتباط بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند. عموماً بازارهای مالی، بحرانهای مالی را تجربه کردهاند که منشأ آن رشد و انفجار یک حباب قیمت دارایی بوده است. در زمانی که تعداد زیادی از معاملهگران تصمیم به فروش دارایی بگیرند، قیمتها بهسرعت کاهش خواهد یافت. پس وجود حباب به معنای خطر سقوط قیمت است (Gomez-Gonzalez et al., 2017).
حبابهای قیمتی در بازارهای مالی همواره تهدیدی جدی برای ثبات اقتصادی و سلامت سیستمهای مالی محسوب میشود. شناسایی سریع این حبابها و پیشبینی روند توسعه یا انفجار آنها برای سیاستگذاران و فعالان بازار اهمیت حیاتی دارد تا بتوانند اقدامات پیشگیرانه انجام دهند و از بروز بحرانهای مالی جلوگیری کنند؛ در این راستا، سیستمهای هشدار سریع مالی بهعنوان ابزارهای کلیدی در شناسایی نشانههای اولیۀ خطر و تحلیل رفتارهای بازار طراحی شدهاند؛ زیرا امکان تشخیص علائم هشداردهنده قبل از وقوع بحران را فراهم میآورند و نقش حیاتی در مدیریت ریسکهای مالی دارند؛ بنابراین، توسعه و بهرهبرداری از این سیستمها ضروری است تا بهصورت فعال، در مسیر کاهش آسیبپذیریهای اقتصادی و مقابله با حبابهای قیمتی گام برداشته شود (Claessens & Kose, 2013).
سیستمهای هشدار سریع[1] در ابتدا از مسیر موضوع بحرانهای مالی به ادبیات مالی ورود کردهاند؛ بنابراین، یک تنیدگی اولیهای بین موضوع بحرانهای مالی و سیستمهای هشدار سریع وجود دارد؛ بااینوجود، این سیستمها میتوانند در هر منطقهای که رویدادهای معمول، نشانههای منفی دارند به کار برده شوند و به سیستمهای فناوری، سیاستها و رویههایی اشاره دارد که با هدف اصلی پیشبینی رویداد منفی در محیطهای مختلف استفاده میشود (Klopotan et al., 2018). سیستمهای هشدار سریع میتوانند مداخلات سیاستی مناسبی را پیشنهاد کنند که میتواند از بحرانهای شدید جلوگیری کند یا حداقل اثرات نامطلوب آنها را به حداقل برساند (Abdelsalam & Abdel-Latif, 2020).
بعضی از پژوهشهای اخیر درزمینۀ شناسایی حبابهای مالی، شامل روشهایی هستند که میتوانند بهعنوان سیستمهای هشداردهندۀ حبابهای آتی به کار روند. این روشها به دنبال کمک به فعالان بازار برای جلوگیری از ریسکهای فروپاشی حبابها هستند. بدیهی است که طراحی سیستمهای هشدار سریع به اندازۀ توسعۀ سازوکارهای اتکاپذیر شناسایی حباب چالشبرانگیز است (Wockl, 2019). همانطور که فیلیپس و همکاران (Phillips et al., 2015) اشاره میکنند، سیستمهای هشدار باید درجه و میزان زیادی از شناسایی صحیح داشته باشند که از اجرای سیاستگذاری سریع و مؤثر آن اطمینان حاصل شود. درعینحال، برای جلوگیری از اقدامات غیرضروری سیاستگذاری باید درجه و میزان کمی از شناسایی نادرست داشته باشند.
تحلیل دورههای حبابی و بررسی عوامل مؤثر در پدیدآمدن این پدیده، کلید اتخاذ تصمیمهای مؤثر و کنترل ناهنجاریهای بازار است (Sadeghisharif et al., 2017). براساس پژوهشهای انجامشده، متغیرهایی مانند نرخهای تورم و ارز، تأثیر معنیداری بر احتمال رخداد حبابهای قیمتی در بازارهای مالی دارد و به دنبال واردکردن یک شوک به آنها، شاخص سهام دارای حباب میشود (Nabavichashmi & Mahjoub, 2021; Mohammadporzarandi et al., 2022). با بررسی عوامل مؤثر بر رفتار سرمایهگذاران قبل و بعد از حباب قیمت سهام در بورس تهران، یافتهها نشان میدهد که در زمان تشکیل حباب، تعداد معاملات و ارزش معاملات افزایش مییابد و از طرف دیگر در زمان ریزش حباب قیمت رابطۀ معکوسی وجود دارد (Asim, 2020). مدل برآورد احتمال ایجاد حباب قیمتی و بررسی عوامل مؤثر نشان میدهد که متغیرهایی مانند ترکیب سهامداران، نسبت قیمت به سود و سرعت نقدشوندگی دارای اثری معنیدار بر حباب قیمتی است (Torabi et al., 2020). نسبت قیمت به سود هر سهم بهطور مثبت با تغییرات قیمت سهام در دورۀ گذشته تغییر میکند که تأکیدی است بر اینکه افزایش سریع و حبابهای قیمتی سهام با فروپاشیهای بازار مرتبط است (Abbasian et al., 2016). بررسی تأثیر ویژگیهای بازاری در پیشبینی ترکیدن حباب قیمت در بورس نشان داده است که سرریز نوسانات از بازارهای مالی موازی همچون نفت، نرخ ارز و طلا در قیمت سهام و ایجاد حبابهای قیمتی و ایجاد نوسان در بورس نقش مهمتری بازی میکند (Rahnamaroodposhti et al., 2020). بازار سهام ایران در برخی از دورهها درگیر حباب قیمتی بوده است و شوک نرخ بهره و نقدینگی بر تقویت آن مؤثر بودهاند (Hadizadeh et al., 2023). نسبت قیمت طلا به پلاتین در تشخیص شکلگیری حبابها در بازارهای سهام در مقیاسهای زمانی مختلف کمک کرده است (Demirer et al., 2024). قیمت کالاهای پایه میتواند بهعنوان شاخص پیشرو برای تورم (متغیر مؤثر بر حباب) استفاده شود (Boughton & Branson, 1988; Moosa, 1998). شاخص خشک بالتیک[2] نیز بهعنوان شاخص پیشرو بهطور چشمگیری بر شاخصهای کلان اقتصادی و تورم در سالهای اخیر به دلیل افزایش عدم قطعیتهای اقتصادی بهویژه در دورههای شوکهای اقتصادی تأثیرگذار بوده است (Tarkun, 2025). این شاخص بهعنوان شاخص کوتاهمدت بر بازارهای کالا، ارز و سهام بهویژه در دوران بحرانهای مالی اثرگذار بوده است (Lin et al., 2019).
پژوهشگران مالی از روشهای متعددی در حوزۀ یادگیری ماشینی نظیر محاسبات تکاملی[3] و شبکۀ عصبی مصنوعی برای بررسی دادههای سری زمانی استفاده کردهاند. در یادگیری ماشینی ازطریق بهکارگیری یک سری از الگوریتمهای خاص سعی میشود تا الگوهای پنهان بین دادهها کشف شود. درصورتیکه تعداد متغیرهای مستقل و وابسته زیاد باشد و بین آنها ارتباط خطی برقرار نباشد، این روش در زمرۀ بهترین گزینهها برای پیشبینی است. الگوریتمهای یادگیری عمیق توانستهاند در مدلهای یادگیری ماشین با توانمندسازی الگوریتمها سرعت و دقت بیشتری ایجاد کنند. توسعۀ سریع آن، مطالعات زیادی را در حل مسائل اقتصادی بهویژه برای پیشبینی بازار داراییها به سمت خود جلب کرده است (Khaliliaraghi et al., 2022).
روشهای یادگیری ماشین بهطور فزایندهای بهعنوان راهحلی امیدوارکننده، توجه پژوهشگران را برای مطالعه و پژوهش طیف گستردهای از مسائل مربوط به پیشبینی همچون بحرانهای مالی، عدم پرداخت بدهی و پیشبینی قیمتهای سهام جلب کرده است. براساس این مطالعات، الگوریتمهای یادگیری ماشین نتایج بهتری در مقایسه با مدلهای آماری کلاسیک در مسائل طبقهبندی و رگرسیون سری زمانی از خود نشان دادهاند؛ بااینحال، توجه به این نکته مهم است که نتایج پیشبینی میتواند بهطور چشمگیری در بین مدلها باتوجهبه مجموعه دادههای استفادهشده متفاوت باشد و هیچ رویکرد یکسانی وجود ندارد که بتواند عملکرد برتر را تضمین کند (Tran et al., 2023). نمکی و همکاران (Namaki et al., 2023) در بررسی جامع پایگاههای اطلاعاتی دانشگاهی ضمن بیان اهمیت فزایندۀ سیستمهای هشدار سریع در ادبیات و پژوهشهای مالی نشان دادهاند که پژوهشهای اخیر به سمت روشها و الگوریتمهای یادگیری ماشین تغییر کرده است و این سیستمها دائماً درحال تکامل است. بیشترین زمینۀ پژوهشی این سیستمها در این بررسی عبارتاند از: بحرانهای بانکی، ارزی، پیشبینی ورشکستگی و پیشبینی با روشهای یادگیری ماشین.
با بررسی پژوهشها مشاهده شده است که در موضوع حباب، بیشتر پژوهشها متمرکز بر آزمونهای شناسایی حباب، بررسی وجود و عوامل مؤثر بر شکلگیری آنها بوده و پژوهشهای اندکی در رابطه با پیشبینی حبابهای قیمتی صورت گرفته است. در موضوع سیستم هشدار سریع نیز پژوهشها درزمینۀ بحرانهای مالی یا بررسی شاخصهای هشداردهنده بوده و در سایر زمینهها همچون پیشبینی حبابهای قیمتی سهام مطالعاتی صورت نگرفته است. همچنین، استفاده از یادگیری عمیق نیز یک رویکرد نوآورانه در این دو زمینه است؛ بنابراین، ضرورت وجود یک مدل، سیستم یا برنامهای اهمیت مییابد که با شناسایی سریع نشانههای شکلگیری حبابها و پیشبینی بههنگامِ حبابهای قیمتی بهعنوان یک ریسک بالقوه بتواند هشدار مناسبی دراینخصوص به سرمایهگذاران، سیاستگذاران، نهادهای نظارتی و اجرایی بدهد؛ ازاینرو پژوهش حاضر بر آن است تا دورههای حبابی شاخصهای منتخب بورس تهران را شناسایی و ارزیابی کند و با لحاظ تغییرات قیمتی (بازدۀ لگاریتمی) مجموعهای از متغیرهای مستقل بهعنوان شاخصهای هشداردهنده به طراحی سیستمی برای پیشبینی حباب با مدل شبکههای عصبی برگشتی رهیافت حافظۀ کوتاهمدت طولانی (یادگیری عمیق) بپردازد و سپس نتایج آن را ازنظر دقت و کیفیت با مدل رگرسیون لجستیک (بهعنوان مدل کلاسیک یادگیری ماشین) مقایسه کند؛ علاوهبراین، اهداف این پژوهش به دنبال پاسخی به این سؤال است که آیا استفاده از رویکرد یادگیری عمیق باعث بهبود دقت و کیفیت پیشبینی حبابها در همۀ شاخصهای منتخب این پژوهش خواهد شد.
در ادامه بهمنظور تحقق اهداف پژوهش، ساختار مقاله بهگونهای ساماندهی شده است که در ابتدا مبانی نظری و تجربی در راستای موضوع پژوهش بررسی شده است. در بخش بعد، روششناسی پژوهش و مدلهای استفادهشده معرفی میشود؛ درنهایت یافتهها و نتایج بهدستآمده به تفصیل بیان و پیشنهادات سیاستی، محدودیتها و منابع مقاله ذکر شده است.
مبانی نظری
مککوین و ثورلی (McQueen & Thorley, 1994) بیان داشتند که در بازار دارایی مالی، چهار نوع حباب قیمتی شامل حبابهای عقلایی[4]، ذاتی[5]، رفتاری[6] و اطّلاعاتی میتواند به وجود آید. همچنین، بسیاری از محققان ازجمله شربینا و شلوشه (Scherbina & Schlusche, 2013) با بررسی ادبیات گذشته تلاش کردند با هدف ارائۀ رویکرد استاندارد و ساختاریافته، مدلهای نظری حباب را به دو گروه کلی حبابهای عقلایی و حبابهای رفتاری دستهبندی کنند. از این منظر، حبابهای عقلایی را میتوان به انواع تقارن اطلاعاتی، عدم تقارن اطلاعاتی، حباب ذاتی و عامل بنیان[7] دستهبندی کرد. حبابهای عقلایی به دنبال توضیح و بیان رفتار انفجاری قیمت داراییهای مالی با فرض رفتار عقلایی تمام سرمایهگذاران و براساس انتظارات آنها از درآمدهای آتی و کارابودن بازارها است. همچنین، حبابهای رفتاری با انواع مدلهای مبتنیبر اختلافنظر[8]، معاملات بازخوردی[9]، سوگیری خوداسنادی[10] و سوگیری نمایندگی و محافظهکاری[11] بر سوگیریهای روانشناسانه برای توضیح حبابها تکیه دارد.
هدف ادبیات تجربی حباب، توسعۀ سازوکارهایی برای شناسایی منشأ، پایان و میزان رفتار انفجاری در قیمت داراییها براساس معیارهای کمّی واضح و روشن است. آزمونهای شناسایی تجربی حبابها به دو گروه کلّی روشهای اقتصادسنجی اولیه و روشهای اقتصادسنجی پیشرفته تقسیم میشود. پژوهشهای اولیه دربارۀ شناسایی تجربی حبابها به دهۀ 1980 و اوایل دهۀ 1990 برمیگردد. فرومل و کروس (Frommel & Kruse, 2012) سه نوع مدل را در گروه روشهای اقتصادسنجی اولیه قرار میدهند که شامل آزمونهای کران واریانس شیلر[12]، آزمونهای دومرحلهای وست[13] و آزمونهای مانایی استاندارد و همانباشتگی[14] است. مروری بر آزمونهای اقتصادسنجی اولیه نشان میدهد که این روشهای شناسایی کشف حباب، نتایج نامطلوبی ارائه میدهد. رویکردهای مختلف هنگامی که برای مجموعۀ دادههای مشابه اعمال میشود، نهتنها به نتیجهگیریهای متفاوتی منجر میشود، بلکه بسیاری از آنها دارای ضعفهایی همچون توان کم و اعوجاجِ اندازه است (Wockl, 2019).
در اوایل سالهای 2000 میلادی، تمایل به شناسایی حبابهای عقلایی تا حدودی به دلیل ضعفهای روشهای آزمونهای اولیه و نتایج غیرقطعی که ارائه میدادند، کاهش یافت؛ بااینحال، بحران مالی جهانی 2007-2008، علاقۀ اقتصاددانان تجربی را به حباب قیمت داراییها و پیامدهای بالقوۀ جهانی آن دوباره احیا و درعینحال فضایی غنی برای پژوهشهای تجربی بیشتر فراهم کرد (Phillips et al., 2011). پژوهشهای اخیر عمدتاً بر روی روشهای مانایی پیشرفته و مبتنیبر همانباشتگی برای تشخیص مراحل رونق و سرخوشی در بازارهای مالی متمرکز شده است. این آزمونها مبتنیبر متغیرهای بنیادی نیست و بر سری زمانی قیمت داراییها تمرکز دارد. یکی از روشهای مانایی پیشرفته و مبتنیبر همانباشتگی که کاربرد روشهای شناسایی حباب در سریهای زمانی با حبابهای درحال فروپاشی دورهای را تا حد زیادی ارتقا داده است، آزمونهای ریشۀ واحد بازگشتی است که برای اولین بار توسط فیلیپس و همکاران (Phillips et al., 2011) ایجاد و سپس اصلاح شد و بهبود پیدا کرد. در این آزمونها، حبابها با یافتن زیرنمونههایی شناسایی میشود که رفتار انفجاری مشخصی دارد. باتوجهبه ماهیت بازگشتی آنها، این آزمونها قادرند حبابهای درحال فروپاشی دورهای را از فرایندهای ریشۀ واحد کامل تشخیص دهند و به آنها مزیت مشخصی در مقایسه با آزمونهای مانایی استاندارد و مبتنیبر همانباشتگی میدهد. هنگامی که یک حباب در سری زمانی وجود دارد، دادهها ممکن است با رفتار انفجاری خفیف[15] مشخص شود. این رفتار انفجاری خفیف را میتوان با فرایند خودهمبسته[16] با ریشهای فراتر، اما همچنان نزدیک به ریشۀ واحد مدلسازی کرد (Bohl et al., 2013). این آزمونها به دو گروه تقسیم میشود:
گروه اول، آزمون سوپریمم دیکیفولر تعمیمیافته[17] است که بهعنوان روش فیلیپس، وو و یو[18] (Phillips et al., 2011) نیز شناخته شده و مبتنیبر آزمونهای دیکیفولر بازگشتی راستدم[19] است. این آزمون را فیلیپس و همکاران (Phillips et al., 2011) بهمنظور برطرفکردن انتقاد اوانس[20] و سایر ایرادهای وارد به روشهای پیشینِ کشف و ارزیابیِ وجود حبابهای قیمتی در بازارهای مالی بهخصوص آزمونهای متعارف ریشۀ واحد دیکیفولر و همانباشتگی پیشنهاد دادند. آنها سرخوشی مالی[21] را برحسب رفتارِ خودهمبستۀ انفجاری تعریف و شواهد تجربی سرخوشی قیمت را با کمک آزمونهای رگرسیون بازگشتی پیشرو[22] ارزیابی کردند. هوم و بریتانگ (Homm & Breitung, 2012) دریافتند که این آزمونها بهینهترین روش در بین روشهای بهکاررفته است. آنها نشان دادند که این روش بهعنوان سازوکار شناسایی شکستهای ساختاری[23] عملکرد رضایتبخشی دارد.
این روش دارای این مزیت است که ضمن آزمون فرضیۀ رفتار انفجاری در قیمت، بهطور معناداری قدرت تفکیک و تمایز حبابها را افزایش میدهد و قابلیت برآورد تاریخ آغاز و نیز تاریخ پایان حباب را فراهم میکند. این روش امکان تشخیص افزایش در قیمت داراییها را در دورههای تورمی دارد؛ بااینحال، همانطور که فیلیپس و همکاران (Phillips et al., 2015) نشان دادند، این آزمون دارای یک محدودیت مهم است و آن اینکه برای تجزیهوتحلیل یک دورۀ حبابیِ منفرد مناسب و مؤثر است؛ درحالیکه در کاربردهای عملی و بسیاری از سریهای زمانی ممکن است حبابهای متعددی در نمونههای به اندازۀ کافی بزرگ ظاهر شود. این روش، حبابهای تاریخی معروف را با موفقیت شناسایی کرد؛ درحالیکه نتوانست حباب بحران بدهی 2007-2008 را شناسایی کند.
گروه دوم، آزمون سوپریمم عمومی دیکیفولر تعمیمیافته[24] است که بهعنوان روش فیلیپس، شی و یو[25] (Phillips et al., 2015) نیز شناخته شده است. فیلیپس و همکاران (Phillips et al., 2015) این آزمون را برای دادههای ماهانۀ سهام S&P 500 از سال 1871 تا 2010 به کار بردند و با تعمیم روششناسی بهمنظور غلبه بر محدودیتهای آزمون قبل، برای شناسایی حبابهای چندگانه پیشنهاد دادند. آنها توانستند با موفقیت، دورههای حبابی تاریخیِ بنام و شناختهشده را شناسایی کنند. در فرایند جدید از عرضِ پنجرههای انعطافپذیر در رگرسیونهای بازگشتی[26] استفاده میشود. این تغییر بهطور چشمگیری قدرت تمایز و تشخیص را در زمانی بهبود میبخشد که حبابهای چندگانه در دادهها رخ میدهد؛ بنابراین، بر ضعف روش فیلیپس، وو و یو (Phillips et al., 2011) غلبه میکند و برای دورههای حبابهای چندگانه، سرخوشی و فروپاشی بسیار مناسبتر است و باعث میشود در بررسی سریهای زمانی طولانی تاریخی کاربرد بیشتری داشته باشد. ویژگی اصلی این آزمون این است که امکان لحاظ پویاییهای غیرخطی و شکست ساختاری را همزمان با بررسی حبابهای چندگانه در سری زمانی فراهم میکند و بر ضعفهای کاربردهای قبلی آزمون ریشۀ واحد برای حبابهای اقتصادی غلبه میکند.
بعد از بحران مالی کشورهای شرق آسیا در سال 1997-1998، نیاز به مدلی که بتواند بحران را قبل از وقوع آن تشخیص دهد و بتواند سیاستگذاران را از وقوع آن آگاه سازد، بیشازپیش ضروری به نظر میرسید؛ ازاینرو، موضوعی به نام سیستمهای هشدار سریع، وارد ادبیات بحرانهای مالی شد. این سیستمها میتوانند بحران را قبل از وقوع شناسایی و سیگنال مناسب را برای جلوگیری از وقوع یا کاستن اثرات آن صادر کنند (Sayadniatayebi et al., 2011). هدف از این سیستمها آن است که علائم هشداردهندۀ اولیه، مشکلات مالی را ارائه دهند تا سیاستگذاران و بازیگران بازار قبل از گسترش بحران، اقدامات لازم را انجام دهند (Claessens & Kose, 2013).
پژوهشهای اولیه درزمینۀ سیستمهای هشدار سریع در حوزۀ مالی عمدتاً به ایجاد مدلهای اقتصادسنجی برای پیشبینی بحرانهای مالی مربوط میشد. این سیستمها باتوجهبه توان و ظرفیت خود در ارائۀ هشدارهای اولیۀ مرتبط با تهدیدات بالقوه در صنایع مختلف، اخیراً توجه زیادی را به خود جلب کرده است. مدیریت ریسک اعتباری، تجزیهوتحلیل بازار سهام و سقوطهای قریبالوقوع بازار، انتقال ریسک مالی، نظارت بانکی، مدیریت ریسک بازار، بیمه، نظارت و کشف تقلب و کلاهبرداریها، نظارت بر رفتار بیمهگذاران، ارزیابی ریسک سبد وام، شناسایی نکولهای احتمالی و ریسکهای بالقوه تعدادی از حوزههای صنعت مالی هستند که سیستم هشدار سریع در آنها به کار رفته است. پژوهشگران اخیراً به دلیل پیشرفت در روشهای جمعآوری و تجزیهوتحلیل دادهها توانستهاند مدلهای پیچیدهتری از سیستمهای هشدار سریع ایجاد کنند که تجزیهوتحلیل مبتنیبر شبکه، الگوریتمهای یادگیری ماشین و تجزیهوتحلیل دادههای بزرگ را ترکیب میکنند (Wever et al., 2022).
سیستم هشدار سریع، تابعی را تعریف میکند که شاخصهای مختلفی را به وقوع اهداف مدنظر پیوند میدهد؛ درحالیکه ارزیابی سیستمهای هشدار سریع شامل روشهایی است که به ارزیابی اعتبار مدلهای هشدار سریع منتهی میشود. با این شرایط، تصریح تکنیکی مدل سیستم هشدار سریع نیازمند سه عنصر است: الف) شناسایی و تعیین هدف و سپس بررسی دلایل آن، ب) انتخاب مجموعهای از شاخصهای هشداردهندۀ سیستم هشدار سریع[27] با مراجعه به علائم پررنگ در گام اول بهعنوان متغیرهای توضیحی مدل است که در ادبیات مربوط، راههایی ازقبیل استفاده از نظریۀ اقتصادی، مالی یا رویکرد دادهکاوی دراینخصوص مطرح است. ج) یک تابعی بین این شاخصهای هشداردهنده و احتمالات وقوع هدف، اینکه چگونه میتوان از روی حرکت شاخصهای هشداردهنده، وقوع هدف را پیشبینی کرد. شاخصهای هشداردهندۀ سیستم متغیرهایی هستند که تغییرات در آنها میتواند هشداری بر وقوع هدف در آینده باشد. این شاخصها شامل طیف وسیعی از متغیرها و شاخصهای کلان اقتصادی و مالی است که در مطالعات مختلف در سالهای اخیر بررسی و برای پیشبینی و درک روندها در بخشهای حقیقی، پولی و خارجی اقتصاد به کار گرفته شده است. شاخصهای کلان اقتصادی به سه گروه تقسیم میشود: 1) شاخصهای پیشرو[28] اولین شاخصهایی است که نشاندهندۀ بروز تغییرات اقتصادی است؛ بهعبارتدیگر، با مشاهدۀ تغییرات در شاخصهای پیشرو انتظار میرود تغییراتی در مجموعۀ فعالیتهای اقتصادی بروز یابد؛ مانند عرضۀ کل پول[29]، شاخص قیمت مواد خام[30]، منحنی بازدهی[31]، شاخص مدیران خرید[32]؛ 2) شاخصهای همزمان[33] شامل شاخصهایی است که پس از بروز تغییرات در شاخصهای پیشرو شروع به تغییر میکند. درآمد شخصی[34]، تولیدات بخشها، آمار خردهفروشی[35]، شاخص قیمت تولیدکننده[36] و تولید ناخالص ملی[37] از این دستهاند؛ 3) شاخصهای پسرو[38](تأخیری) شامل شاخصهایی است که بروز تغییرات در آنها پس از بروز تغییر در سایر بخشهای اقتصادی به وقوع میپیوندد؛ مانند نرخ بیکاری[39]، شاخص قیمت مصرفکننده[40]، سرمایهگذاری در ماشینآلات و تجهیزات و نرخهای بهرۀ بانکی (Sayadniatayebi et al., 2011). روشهای معمول پیشبینی در سیستم هشدار سریع در ادبیات مربوط، شامل روش سیگنالی یا استخراج علائم، رویکرد لاجیت و پروبیت، روش مارکوف سوئیچینگ و شبکههای عصبی مصنوعی است (Nasrollahi et al., 2017).
مروری بر مبانی نظری و پیشینۀ پژوهشها در حوزۀ حبابهای قیمتی نشان میدهد که آزمون سوپریمم عمومی دیکیفولر تعمیمیافته، بسیار قویتر از سایر روشهای پژوهش میتواند دورههای حبابی را مشخص کند. درواقع، این آزمون علاوهبر شناسایی حباب در بازۀ طولانیمدت، رفتارهای انفجاری را در بین این بازهها میتواند شناسایی کند (Sadeghisharif et al., 2017). همچنین، بررسیها نشان میدهد که بیشتر پژوهشها در این حوزه بر شناسایی و آزمون وجود حباب در دورههای مختلف و بازارهای متنوع و عوامل مؤثر بر شکلگیری آنها تمرکز داشته است و پژوهشهای محدودی درزمینۀ پیشبینی حباب انجام شده است. مروری بر پیشینۀ پژوهشها در سیستمهای هشدار سریع نیز نشان میدهد که پژوهشهای بسیار محدودی درزمینۀ سیستمهای هشدار سریع برای پیشبینی حبابهای مالی انجام شده است و این در حالی است که بیشترین زمینۀ پژوهشی این سیستمها عبارتاند از: بحرانهای بانکی، ارزی، پیشبینی ورشکستگی و سایر پیشبینیها با روشهای یادگیری ماشین. هرکدام از این زمینههای پژوهشی، دیدگاههای متمایزی را دربارۀ رویکردها و روشهای استفادهشده برای سیستمهای هشدار سریع ارائه میدهد. این پژوهشها بر اهمیت ترکیب متغیرهای استفادهشده در مدلهای سیستمهای هشدار سریع و سایر دادههای دیگر به منظور بهبود دقت پیشبینیها تأکید میکند (Namaki et al., 2023). در این پژوهش با بهرهبردن از نتایج آزمون سوپریمم عمومی دیکیفولر تعمیمیافته و دادههای اقتصادی و مالی بهعنوان شاخصهای هشداردهنده، یک سیستم هشدار سریع برای پیشبینی حبابهای شاخصهای منتخب بورس تهران با رویکرد یادگیری عمیق طراحی و ارزیابی شد.
روش پژوهش
متغیرهای هدف با بررسیهای تطبیقی انجامشده در این پژوهش، 5 شاخص منتخب بورس تهران (شاخص کل، شاخص 50 شرکت فعالتر، شاخص صنعت، شاخص مالی و شاخص فلزات اساسی) انتخاب شدند. در ادامه، دادههای ماهانۀ این شاخصهای منتخب طی سالهای 1381 تا 1402 استخراج و سپس به شناسایی دورههای حبابی توسط آزمون سوپریمم عمومی دیکیفولر تعمیمیافته (GSADF) و استخراج سیگنال حباب و ایجاد متغیر مجازی حباب پرداخته شد و آنها بهعنوان متغیرهای هدف «وابسته» در نظر گرفته شدند. سپس براساس پژوهشهای گذشته، از دادههای 18 متغیر مهم و اثرگذار بر بازار سهام و حبابهای قیمتی با لحاظ تغییرات قیمتی (بازدۀ لگاریتمی) مطابق جدول (1) که از میان اطلاعات متغیرهای کلان اقتصادی، اطلاعات بازار، ضریبهای ارزشگذاری و قیمت کالاها استخراج شدند، بهعنوان متغیرهای مستقل «شاخصهای هشداردهنده» استفاده شد. این متغیرها به دلیل ماهیت سری زمانی پس از اعمال وقفۀ ۵ دورهای و نرمالسازی بهعنوان ویژگیهای ورودی در مدلها استفاده شدند. نقش این متغیرها در تقویت قدرت پیشبینی مدلها بهصورت غیرمستقیم و ازطریق نتایج عملکرد ارزیابی میشود. در گام بعد، به مدلسازی پیشبینی متغیر حباب بهمنظور طراحی سیستم هشدار سریع پرداخته شد. این هدف با بهکارگیری شبکههای عصبی برگشتی رهیافت حافظۀ کوتاهمدت طولانی (LSTM)، بهعنوان یک مدل یادگیری عمیق و رگرسیون لجستیک (LR) بهعنوان یک مدل کلاسیک یادگیری ماشین انجام شد؛ درنهایت، ارزیابی عملکرد نتایج حاصلشده براساس مدلهای بهکاررفته و نوع شاخص منتخب بورسی براساس شاخصهایی چون دقت پیشبینی[41]، مساحت زیر منحنی مشخصۀ عملکرد گیرنده[42] و ماتریس درهمریختگی[43] انجام شد تا عملکرد مدلها از منظر پیشبینیپذیری قابلارزیابی و مقایسه باشد. این رویکرد مطابق با استانداردهای رایج در تحلیلهای مبتنیبر یادگیری ماشین است.کلیۀ متغیرهای استفادهشده در این پژوهش در مقیاس کمی و مشاهدات بهصورت سری زمانی ماهانه از تاریخ 29/07/1381 الی 29/09/1402 به تعداد 255 ماه است که 70% مشاهدات از تاریخ 28/12/1381 الی 29/06/1396 بهعنوان مجموعۀ دادههای آموزشی (دروننمونهای) برای مدلسازی حباب قیمتی و 30% باقیمانده از تاریخ 30/07/1396 الی 29/09/1402 بهعنوان مجموعۀ دادههای آزمایشی (بروننمونهای) برای آزمون و ارزیابی مدل در نظر گرفته شده است. کلیۀ محاسبات لازم در این پژوهش با استفاده از نرمافزارهای متن باز R 4.2.1 و پایتون انجام شده است.
جدول (1): شاخصهای هشداردهنده «متغیرهای مستقل»
Table (1) Warning indicators “independant variables”
|
طبقهبندی |
متغیرهای مستقل |
منبع دادهها |
|
اقتصاد کلان |
شاخص قیمت مصرفکننده، شاخص قیمت تولیدکننده، میانگین نرخ بهرۀ بدون ریسک، نرخ ارز دلار، شاخص بالتیک |
بانک مرکزی ایران، Bourseview.com، رهاورد365 |
|
اطلاعات بازار |
ارزش معاملات، حجم معاملات، تعداد معاملات |
Bourseview.com |
|
ضریبهای ارزشگذاری[44] |
Bourseview.com |
|
|
قیمت کالاها |
نفت خام وست تگزاس، سنگ آهن عیار 62% چین، شمش آلومینیوم، مس، روی، انس طلا، سکۀ طلا قدیم، شاخص جهانی کامودیتی |
رهاورد365، بانک جهانی |
در ادبیات اقتصادسنجی شناسایی دورههای حبابی در دادههای سری زمانی چالش بزرگی است. تکنیکهای اقتصادسنجی بیشتر دچار تورش ناشی از نمونههای محدود[47] هستند؛ برای مثال آزمونهای همانباشتگی و ریشۀ واحد سنتی توانایی شناسایی تنها یک حباب انفجاری را میتوانند داشته باشند، اما توانایی شناسایی چندین دورۀ حبابی را نخواهند داشت؛ زیرا آزمونهای ریشۀ واحد سنتی نمیتوانند تغییرات دادهها را از فرایندI(0) به I(1) و دوباره بازگشت به فرایند I(0) را تشخیص دهند و پیگیری کنند. پدیدهای که در سریهای زمانی قیمت بهویژه در بازارهای مالی ممکن است (Biabanykhameneh et al., 2016).
در مسیر توسعۀ روشهای اقتصادسنجی برای تشخیص بهینۀ رفتار دادهها و آزمون وجود حباب قیمتی، مطالعات بسیاری صورت گرفته است. یکی از نوآوریهای اخیر در آزمونهای ریشۀ واحد توسط فیلیپس و همکاران (Phillips et al., 2015) ازطریق بسط آزمون سوپریمم عمومی دیکیفولر تعمیمیافته راستدنباله ارائه شد. در این روش فرض صفر آزمون این است که سری زمانی قیمت از یک فرایند گام تصادفی بهصورت رابطۀ (1) پیروی میکند:
|
رابطۀ (1) |
|
که در آن ، d جملۀ ثابت، T اندازۀ نمونه و جملات خطایی هستند که توزیع یکتا و مستقل دارند. تحت فرض مقابل که است، حبابهای قیمتی در سری زمانی تحت بررسی وجود دارد. در گام بعدی با و نقاط شروع و پایان نمونه را نشان میدهد و مدل رگرسیون بازگشتی بهصورت رابطۀ (2) در نظر گرفته میشود:
|
رابطۀ (2) |
|
که در آن عملگر تفاضل مرتبۀ اول و k طول وقفه است. آنگاه آمارۀ دیکیفولر استاندارد بهصورت رابطۀ (3) محاسبه میشود:
|
رابطه (3) |
|
براساس این رویکرد، فرایند شناسایی حبابها به دو گام تقسیم میشود: در گام اول با محاسبۀ آمارۀ آزمون GSADF حبابهای قیمتی شناسایی میشوند؛ در گام دوم سپس با استفاده از آمارۀ BSADF[48] دورههای شروع و پایان حبابهای قیمتی شناساییشده تاریخگذاری میشوند.
ابتدا آمارۀ GSADF پس از تغییر نقاط آغازین رگرسیون یعنی از صفر تا و تغییر نقطۀ پایانی یعنی از تا 1 و تخمین رگرسیون برای تمام حالتهای ممکن انجام میگیرد؛ بهعبارتدیگر آمارۀ GSADF بهصورت رابطۀ (4) میشود:
|
رابطۀ (4) |
|
وجود حباب در دنبالۀ نمونه بهوسیلۀ مقایسۀ آمارۀ GSADF و مقادیر بحرانی که از یک شبیهسازی مونت کارلو محاسبه میشود، استنباطپذیر است. گام دوم نیز، یعنی محاسبۀ دنبالۀ آمارۀ BSADF با بهکارگیری آزمون ADF راستدنباله بر دنبالۀ بسطیابندۀ بازگشتی نمونه و مقایسۀ دنبالۀ آمارۀ BSADF با مقادیر بحرانی محاسبهشده به روش مونت کارلو انجام میشود. در آمارۀ BSADF، نقطۀ پایانی نمونه یعنی ثابت و از بازۀ تا صفر تغییر میکند. این آماره بهصورت رابطۀ (5) آمده است:
|
رابطۀ (5) |
|
با اجازهدادن اینکه نقطۀ پایانی از تا آخرین مشاهدۀ نمونه تغییر کند، دنبالهای از آمارههای BSADF به دست آمده است. در این چارچوب، تاریخهای شروع و پایان حباب بهصورت رابطههای (6) و (7) میشود:
|
رابطۀ (6)
|
|
|
رابطۀ (7) |
|
که در آن مقدار بحرانی در سطح اطمینان درصد آماره BSADF است. سپس براساس آزمون BSADF، یک متغیر بهصورت رابطۀ (8) تعریف میشود:
|
رابطۀ (8) |
|
برایناساس اگر در زمان t حباب شناسایی شود، متغیر در دورۀ t مقدار 1 میگیرد و درغیراینصورت y برابر صفر است؛ بنابراین، متغیر نشاندهندۀ دورههایی خواهد بود که در شاخصهای منتخب بورس تهران حباب قیمتی وجود داشته است (Tran et al., 2023).
در ادامۀ مدلهای استفادهشده در این پژوهش، مدل رگرسیون لجستیک یکی از پرکاربردترین مدلها در حل مسائل یادگیری ماشین از نوع طبقهبندی دوکلاسه است که در آن متغیر هدف تابعی خطی از ورودیها بهصورت رابطۀ (9) در نظر گرفته میشود.
|
رابطۀ (9) |
|
که در آن ضرب ماتریسی بین بردار وزنها و ماتریس طرح است و نیز خطای باقیمانده میان پیشبینیکنندۀ خطی و مقادیر پاسخ صحیح است که دو مقدار 0 یا 1 میتواند اختیار کند. برای تشریح ارتباط مدل رگرسیون خطی با توزیع خطاها میتوان مدل را بهصورت رابطۀ (10) بازنویسی کرد:
|
رابطۀ (10) |
|
رابطۀ (10) نشاندهندۀ این موضوع است که مدل رگرسیون لجستیک از یک تابع چگالی شرطی پیروی میکند. در سادهترین حالت یک تابع خطی از در نظر گرفته میشود؛ بنابراین، و واریانس خطاها نیز ثابت در نظر گرفته میشود. در این حالت فضای پارامتر برابر است با .
هدف یادگیری یا برآورد ضرایب است؛ برای مثال در نظر گرفته شود تنها یک متغیر ورودی در اختیار است که در این حالت:
|
رابطۀ (11) |
|
که معمولاً عرض از مبدأ یا bias و نیز شیب خط نامیده میشود؛ بنابراین، ماتریس طرح بهصورت در میآید. اگر مقدار مثبت باشد، انتظار است تا تغییرات متغیر ورودی یا مستقل بر روی متغیر پاسخ یا هدف از نوع مستقیم و مثبت باشد.
در یادگیری ماشین برخلاف رویکرد آمار کلاسیک از استنباط بر روی ضرایب برآوردی پرهیز میشود و بهمنظور برآورد پارامترها از سازوکاری با نام یادگیری استفاده میشود. سازوکار یادگیری عملیاتی تکرارشونده است که با بهکارگیری الگوریتم بهینهساز و تابع زیان، تلاش در کمینهسازی تابع زیان میشود. ضرایب برآوردی حاصل از این سازوکار اصطلاحاً اوزان یا ضرایب یادگرفتهشده نامیده میشود. این در حالی است که در آمار کلاسیک معمولاً این ضرایب توسط روشهایی نظیر حداقل مربعات یا حداکثر درستنمایی برآورد میشود و استنباط روی آنان صورت میگیرد. سازوکار یادگیری به این صورت است که ابتدا تابع زیان تعریف میشود و سپس با بهکارگیری الگوریتم بهینهساز اقدام به کمینهسازی این تابع میشود؛ برای مثال در مسئلۀ رگرسیون لجستیک، تابع زیان منفی لگاریتم تابع درستنمایی توزیع برنولی در نظر گرفته میشود که تابعی محدّب است. سپس از الگوریتم گرادیان کاهشی برای کمینهسازی این تابع بهصورت رابطۀ (12) استفاده میشود:
|
رابطۀ (12) |
|
هدف به دست آوردن مقادیر بهگونهای است که تابع زیان درجۀ دوم کمینه شود؛ بدین منظور مطابق الگوریتم گرادیان کاهشی، ابتدا مقادیری تصادفی اولیه برای در نظر گرفته میشود وگرادیانهای تابع زیان رابطۀ (12) به دست میآید. سپس در خلاف جهت گرادیان به اندازۀ نرخ یادگیری بهصورت رابطۀ (13) پیش میرود:
|
رابطۀ (13)
|
Initial values randomly for w Repeat until coverage:
|
در رابطۀ (13)، نرخ یادگیری و مقدار گرادیان یا همان مشتق برداری است.
همانطورکه گفته شد، رویکرد اصلی در یادگیری ماشین پیشبینی متغیر هدف براساس متغیرهای ورودی یا ویژگیها است و ضرایب براساس سازوکار یادگیری و خطا بهگونهای برآورد میشود که بیشترین دقت را در جهت پیشبینی متغیر هدف داشته باشد (Fallah et al., 2024).
در ادامۀ بررسی مدلهای استفادهشده در این پژوهش، شبکههای حافظۀ کوتاهمدت طولانی نسخهای جدیدتر از شبکههای عصبی برگشتی هستند که درزمینۀ یادگیری عمیق استفاده میشود. این رویکرد نهتنها مانند رویکردهای کلاسیک شبکۀ عصبی (بازخوردی) نقاط داده-واحد را پردازش میکند، بلکه میتواند توالی دادهها را نیز پردازش کند. این رویکرد پردازش دادههای توالی با طولهای دلخواه را ازطریق یک بردار مخفی امکانپذیر میکند و یادگیری وابستگی بین دادههای راه دور را بهوسیلۀ معرفی یک سلول حافظه بهبود میبخشد.
این شبکهها توسط سازوکارهای کنترلی با عنوان دروازه سبب حل مشکل محو گرادیان و بهبود کارایی شبکه میشوند؛ بنابراین، این شبکهها علاوهبر درک روابط غیرخطی دادهها، اطلاعات گذشته را نیز در حافظۀ خود دارند. عبارت حافظۀ کوتاهمدت طولانی از این جهت است که در این شبکهها، حافظه کوتاهمدت است، ولی روی دنباله یا سریهای طولانی میتواند آموزش ببیند. این در حالی است که در شبکههای برگشتی ساده اگر دنباله طولانی باشد، مشکل محو گرادیان و فراموشی حافظۀ سیستم وجود دارد. نخستین بار این ساختار جدید از شبکههای برگشتی را هوکرایتر و اشمیدوبر (Hochreiter & Schmidhuber, 1997) ارائه کردند. اولین تفاوت در شبکههای LSTM در مقایسه با شبکههای RNN ساده اضافهشدن یک بردار حافظۀ دیگر است که با آن را نشان میدهند؛ یعنی علاوهبر یک عامل حافظۀ دیگر مانند نیز وجود دارد. همانطورکه ذکر شد، تفاوت عمدۀ شبکههای LSTM با شبکههای RNN ساده، استفاده از سازوکاری با عنوان دروازه برای کنترل حافظۀ اطلاعات است. سه دروازۀ اصلی برای اینکار وجود دارد: دروازۀ ورودی، دروازۀ فراموشی و دروازۀ خروجی. شکل (1) یک سلول LSTM را بهطور شماتیک و رابطههای (14) تا (19)، معادلات مربوط را نشان میدهد (Landi et al., 2021).
|
رابطۀ (14) |
|
|
رابطۀ (15) |
|
|
رابطۀ (16) |
|
|
رابطۀ (17) |
|
|
رابطۀ (18) |
|
|
رابطۀ (19)
|
|
شکل (1): طرحی از ساختار یک سلول حافظۀ کوتاهمدت طولانی (Abolmakarem et al., 2024)
Figure (1) A diagram of the structure of Long Short-term Memory (Abolmakarem et al., 2024)
ازآنجاییکه مدل شبکۀ عصبی عمیق میتواند همزمان چند ورودی و چند خروجی را دریافت و پردازش کند، معماری شبکه در این پژوهش بهصورت شکل (2) است. در ادامه، تنظیمات ابر پارامترهای استفادهشده در این پژوهش از جدول (2) مشاهده میشود:
شکل (2): معماری شبکۀ عصبی عمیق ترکیبی متشکل از یک لایه LSTM و پرسپترون چندلایه
Figure (2) Hybrid deep neural network architecture consisting of LSTM and MLP
جدول (2): تنظیمات ابر پارامترها
Table (2) Hyperparameter settings
|
ابر پارامترها |
مقدار تنظیمشده |
|
نرخ یادگیری |
001/0 |
|
نرخ منظمساز[49] L2 |
0001/0 |
|
درصد حذف تصادفی[50] |
10% |
|
الگوریتم بهینهساز |
Adam |
|
|
9/0 |
|
|
999/0 |
|
تعداد دسته آموزشی |
512 |
|
تعداد تکرار |
500 |
بهمنظور اطمینان از جلوگیری از بیشبرازش[51]، از تکنیکهای منظمسازی مانند حذف تصادفی و نرخ منظمسازL2 بهره گرفته شده است. استفاده از این تکنیکها تعمیمپذیری مدل را افزایش و به استحکام روششناسی کمک میکند. در ادامه، برای ارزیابی تعمیمپذیری مدل، عملکرد آن روی مجموعۀ تست متوالی (ناشی از تقسیم زمانی) بررسی شده و از شاخصهای ارزیابی دقیقتری همچون مساحت زیر منحنی و ماتریسهای درهمریختگی در کنار دقت کلی استفاده شده است، تا تحلیل پایداری مدل برای دادههای دیدهنشده دقیقتر باشد؛ درنهایت، باتوجهبه ماهیت سری زمانی و حجم محدود داده، سعی شده است تا بین ملاحظات روششناسی و واقعیتهای دادهای تعادل برقرار تا باعث تقویت تعمیمپذیری مدل شود.
یافتهها
همانطور که در جدول (3) آمده است، آمار توصیفی مربوط به تغییرات قیمتی شاخصها در اختیار است. با بررسی معیارهای تمرکز (میانگین و میانه) ملاحظه میشود که متوسط بازدۀ شاخص فلزات اساسی در مقایسه با بازدۀ سایر شاخصها اندکی بیشتر است؛ علاوهبراین، با نگاهی به مقادیر کمینه و بیشینه ملاحظه میشود که بیشترین و کمترین بازدۀ تغییرات قیمتی مشاهدهشده نیز مربوط به شاخص فلزات اساسی است که بهتبع آن بیشترین دامنۀ تغییرات و مقدار انحراف معیار را نیز به خود اختصاص داده است؛ از اینرو میتوان نتیجه گرفت که شاخص فلزات اساسی بیشترین ریسک را در بین سایر شاخصها دارد. این درحالی است که شاخص کل بورس اوراق بهادار از وضعیت پایدارتری در مقایسه با سایرین برخوردار است. مقادیر بهدستآمده چولگی برای تمامی بازدۀ شاخصها در بازۀ (2- و2) قرار دارد؛ پس میتوان توزیع آنها را نسبتاً متقارن در نظر گرفت.
جدول (3): آمارههای توصیفی مربوط به بازدۀ ماهانۀ متغیرهای وابسته
Table (3) Descriptive statistics related to monthly returns of dependant variables
|
شرح/شاخص |
کل |
صنعت |
مالی |
50 شرکت فعالتر |
فلزات اساسی |
|
تعداد مشاهدات |
255 |
255 |
255 |
255 |
255 |
|
کمینه |
2236/0- |
241/0- |
161/0- |
2919/0- |
3388/0- |
|
بیشینه |
4108/0 |
4288/0 |
4334/0 |
4708/0 |
5103/0 |
|
میانگین |
02426/0 |
02449/0 |
02112/0 |
02255/0 |
02869/0 |
|
میانه |
0106/0 |
0097/0 |
0049/0 |
0047/0 |
0213/0 |
|
انحراف معیار |
07757/0 |
07989/0 |
08218/0 |
08839/0 |
10511/0 |
|
چولگی |
20909/1 |
16771/1 |
33534/1 |
03988/1 |
50472/0 |
|
کشیدگی |
71542/3 |
57613/3 |
58333/3 |
73126/3 |
51793/2 |
در این قسمت پس از شناسایی دورههای حبابی با استفاده از روش GSADF در شاخصهای اصلی، متغیر مجازی حباب با دو مقدار به ترتیب 0 برای ماههای غیرحبابی و 1 برای ماههای حبابی تعریف شده است. اشکال (3) الی (5)، نمودار قیمت ماهانۀ شاخصها را به همراه دورههای حبابی شناساییشده نشان میدهند. قسمت قرمزرنگ نمودار مربوط به دورههای حبابی است.
شکل (3): نمودار قیمت ماهانۀ شاخص کل (راست) و شاخص صنعت (چپ) به همراه دورههای حبابی شناساییشده
Figure (3) Monthly price chart of the Total Index (right) and the Industry Index (left) with identified bubble periods
شکل (4): نمودار قیمت ماهانۀ شاخص 50 شرکت فعالتر (راست) و شاخص مالی( راست) به همراه دورههای حبابی شناساییشده
Figure (4) Monthly price chart of the the Most 50 Active Companies Index (right) and the Financial Index (left) with identified bubble periods
شکل (5): نمودار قیمت ماهانۀ شاخص فلزات اساسی به همراه دورههای حبابی شناساییشده
Figure (5) Monthly price chart of the Metal Index with identified bubble periods
در ادامه، دورههای حبابی شناسایی شده از جدول (4) و شکل (6) با جزئیات بیشتری مشاهده میشود.
جدول (4): جزئیات دورههای حبابی به تفکیک شاخص
Table (4) Bubble periods details by index
|
مدت (ماه) |
تاریخ پایان |
نقطۀ اوج (پیک) |
تاریخ شروع |
شاخصها |
|
9 |
30/07/1390 |
31/01/1390 |
29/10/1389 |
کل |
|
18 |
31/01/1393 |
30/09/1392 |
30/07/1391 |
|
|
6 |
30/11/1397 |
30/10/1397 |
30/05/1397 |
|
|
16 |
31/04/1399 |
28/12/1398 |
28/12/1397 |
|
|
6 |
29/04/1390 |
31/01/1390 |
29/10/1389 |
صنعت |
|
18 |
31/01/1393 |
30/09/1392 |
30/07/1391 |
|
|
23 |
31/04/1399 |
28/12/1398 |
30/05/1397 |
|
|
20 |
30/09/1390 |
31/01/1390 |
31/01/1389 |
مالی |
|
17 |
28/08/1399 |
30/07/1399 |
29/03/1398 |
|
|
10 |
31/01/1393 |
30/09/1392 |
29/03/1392 |
50 شرکت فعالتر |
|
22 |
31/04/1399 |
28/12/1398 |
30/05/1397 |
|
|
8 |
31/01/1393 |
30/09/1392 |
29/03/1392 |
فلزات اساسی |
|
15 |
30/11/1392 |
30/07/1392 |
29/06/1391 |
|
|
24 |
31/04/1399 |
28/12/1398 |
30/03/1397 |
همانطورکه از نتایج جدول (4) ملاحظه میشود، تمامی شاخصها یک دورۀ مشخص حبابی تقریباً دوساله را از مردادماه سال 1397 الی مردادماه سال 1399 تجربه کردهاند. نکتۀ حائز اهمیت دیگر این است که در شاخص مالی، سیگنال خروج از حباب قدری دیرتر در مقایسه با سایر شاخصها بوده است؛ ولی شاخصهای صنعت و کل تقریباً دورههای مشابهی داشتهاند. از شکل (6)، نحوۀ تشخیص این دورهها توسط روش GSADF مشاهده میشود.
شکل (6): نمودار نتایج روش GSADF به جهت تشخیص دورههای حبابی
Figure (6) Graph of the method ‘GSADF’ results for detecting bubble periods
از جدول (5) میزان توزیع دورههای حبابی و غیرحبابی شاخصهای پژوهش در دو مجموعۀ آموزشی و آزمایشی به تفکیک مشاهده میشود. همانطورکه ملاحظه میشود، نحوۀ توزیع فراوانی دورههای حبابی در سه شاخص کل، صنعت و فلزات اساسی تقریباً مشابه هستند. همچنین کمترین تعداد مشاهدات مربوط به شاخص 50 شرکت فعالتر با تعداد 35 ماه است. پس از تعیین مجموعۀ دادههای آموزشی و آزمایشی به مدلسازی و آموزش مدلها پرداخته شده است.
جدول (5): توزیع دورههای حبابی در دادههای آموزشی و آزمایشی
Table (5) Distribution of bubble periods in training and test data
|
شاخصها |
ماههای غیرحبابی مجموعۀ آموزشی |
تعداد حباب مجموعۀ آموزشی |
ماههای غیرحبابی مجموعۀ آزمایشی |
تعداد حباب مجموعۀ آزمایشی |
جمع تعداد حبابها |
|
کل |
146 |
29 |
51 |
24 |
53 |
|
صنعت |
149 |
26 |
51 |
24 |
50 |
|
مالی |
154 |
21 |
57 |
18 |
39 |
|
50 شرکت فعّالتر |
164 |
11 |
51 |
24 |
35 |
|
فلزات اساسی |
149 |
26 |
49 |
26 |
52 |
پس از شناسایی دورههای حبابی و تشکیل متغیر مجازی حباب، با در نظر گرفتن این متغیر مجازی بهعنوان متغیر هدف (وابسته) و لحاظ شاخصهای هشداردهنده (متغیرهای مستقل) مطابق جدول (1) پس از اعمال وقفۀ ۵ دورهای و نرمالسازی بهعنوان ویژگیهای ورودی در مدلها، مدلسازی بهمنظور پیشبینی حباب انجام شده است؛ برای این منظور از دو مدل رگرسیون لجستیک و شبکههای عصبی برگشتی رهیافت حافظۀ کوتاهمدت طولانی براساس تنظیمات ابرپارامترها مطابق جدول (2) استفاده شده است.
نتیجۀ آموزش شبکه برای دادههای مجموعۀ آموزشی (دروننمونه ای) نیز از شکل (7) در اختیار است؛ مشاهده میشود که مقدار تابع هزینه با افزایش تکرار عملیات آموزش کم و کمتر شده تا به همگرایی میرسد. این مهم بیانگر آن است که شبکۀ عصبی عمیق بهطور قابلقبول و خوبی آموزش دیده است.
شکل (7): نتیجۀ حاصل از فرایند آموزش شبکه
Figure (7) Result of the network training process
در ادامه، نتایج ارزیابی دقت پیشبینی مدلهای رگرسیون لجستیک و حافظۀ کوتاهمدت طولانی برای شاخصهای پژوهششده گزارش شده است. عملکرد نتایج حاصلشده براساس سایر شاخصهای ارزیابی عملکرد AUC-ROC و ماتریس درهمریختگی نیز بررسی و مقایسه شد.
در جدول (6) نتایج درصد دقت پیشبینی مدل رگرسیون لجستیک به تفکیک مجموعۀ آموزشی و آزمایشی آورده شده است. همانطور که ملاحظه میشود، بیشترین دقت پیشبینی مربوط به شاخص مالی به میزان 79% و کمترین دقت پیشبینی مربوط به شاخص فلزات اساسی به میزان 65% است. دقت این مدل در پیشبینیهای حباب شاخصهای مالی، کل و صنعت بیشتر بوده است.
جدول (6): ارزیابی دقت مدل LR برای مجموعۀ دادههای آموزشی و آزمایشی به تفکیک شاخص
Table (6) Evaluation of the accuracy of the LR model for training and testing datasets by index
|
شاخصها |
آموزشی |
آزمایشی |
|
کل |
83/0 |
69/0 |
|
صنعت |
85/0 |
69/0 |
|
مالی |
88/0 |
79/0 |
|
50 شرکت فعالتر |
94/0 |
67/0 |
|
فلزات |
85/0 |
65/0 |
در جدول (7)، ارزیابی AUC-ROC مدل رگرسیون لجستیک به تفکیک مجموعۀ آموزشی و آزمایشی آورده شده است. در این ارزیابی، همانطور که ملاحظه میشود، بهترین عملکرد مربوط به شاخص مالی به میزان 92% و کمترین مربوط به شاخص فلزات اساسی به میزان 79% است. این مدل در پیشبینیهای حباب شاخصهای مالی و 50 شرکت فعالتر عملکرد بهتری داشته است. در ادامه در شکل (8) تصاویر مساحت زیر منحنی آورده شده است.
جدول (7): ارزیابی AUC-ROC مدل LR برای مجموعۀ دادههای آموزشی و آزمایشی به تفکیک شاخص
Table (7) Evaluation of the AUC-ROC of the LR model for training and testing datasets by index
|
شاخصها |
آموزشی |
آزمایشی |
|
کل |
87/0 |
82/0 |
|
صنعت |
88/0 |
82/0 |
|
مالی |
80/0 |
92/0 |
|
50 شرکت فعالتر |
94/0 |
84/0 |
|
فلزات اساسی |
79/0 |
79/0 |
شکل (8): نمودارهای مساحت زیر منحنی AUC-ROC مدل LR به تفکیک شاخص
Figure (8) Graph of AUC-ROC of the LR model by index
در ادامه، جدول (8) ماتریسهای درهمریختگی مدل LR به تفکیک شاخصها برای دادههای مجموعۀ آزمایشی مشاهده میشود. ماتریس درهمریختگی نحوۀ توزیع فراوانی مشاهدات واقعی در مجموعۀ دادههای آزمایشی را درمقابل مشاهدات پیشبینیشده توسط مدل نشان میدهد؛ برای مثال در ماتریس درهمریختگی برای شاخص کل ملاحظه میشود که از 75 مشاهدۀ موجود در مجموعۀ آزمایشی درمجموع 51 مشاهدۀ غیرحبابی و 24 مشاهدۀ حباب بوده است که از 51 مشاهدۀ غیرحبابی 48 مورد بهدرستی توسط مدل غیرحبابی شناسایی شده و 3 مورد خطا وجود داشته که در واقعیت غیرحبابی بوده است؛ اما مدل به اشتباه حباب تشخیص داده است. همچنین از بین 24 مشاهدۀ حبابی مدل آموزش دیدهشده، 4 مورد را بهدرستی حباب تشخیص داده و 20 مورد خطا داشته است که در واقعیت حباب بودهاند؛ ولی مدل غیرحباب پیشبینی کرده است. اگر میزان درستی پیشبینی درخصوص تشخیص حباب (4 مورد)، تقسیم بر مجموع کل مشاهدات حبابی (24 مورد) شود، نرخ تشخیص حباب 17% میشود که اصطلاحاً به آن نرخ صحیح مثبت[52] میگویند. تفسیر ماتریسهای درهمریختگی مابقی شاخصها نیز به همین منوال است. با نگاهی اجمالی به نتایج ماتریس درهمریختگی ملاحظه میشود که نرخهای صحیح مثبت توسط مدل رگرسیون لجستیک از 0% تا 17% بسیار پایین هستند.
جدول (8): ماتریس درهمریختگی مدل LR دادههای آزمایشی به تفکیک شاخص
Table (8) Confusion matrix of the LR model for the testing data by index
|
شاخص |
واقعی/ پیشبینی |
غیر حباب |
حباب |
نرخ تشخیص حباب |
|
کل |
غیرحباب |
48 |
3 |
|
|
حباب |
20 |
4 |
17% |
|
|
صنعت |
غیرحباب |
48 |
3 |
|
|
حباب |
20 |
4 |
17% |
|
|
مالی |
غیرحباب |
57 |
0 |
|
|
حباب |
16 |
2 |
11% |
|
|
50 شرکت فعالتر |
غیرحباب |
50 |
1 |
|
|
حباب |
24 |
0 |
0% |
|
|
فلزات اساسی |
غیرحباب |
48 |
1 |
|
|
حباب |
25 |
1 |
4% |
از جدول (9) نیز نتایج درصد دقت پیشبینی برای مدل LSTM به تفکیک مجموعۀ آموزشی و آزمایشی در اختیار است. ملاحظه میشود که بیشترین درصد دقت پیشبینی مربوط به شاخص کل با 81% و کمترین مربوط به فلزات اساسی با 73% است. با مقایسۀ نتایج دقت پیشبینی در مدل LSTM با مدل LR ملاحظه میشود که دقت پیشبینی در تمامی شاخصها بهبود داشته است؛ برای مثال دقت پیشبینی مدل رگرسیون لجستیک برای شاخص کل 69% بوده است؛ درحالیکه در مدل LSTM به 81% رسیده که نشاندهندۀ افزایش بهبود 12% در دقت پیشبینی مدل است. این افزایش بهبود دقت در شاخصهای صنعت، 50 شرکت فعالتر و فلزات اساسی 8% و در شاخص مالی 1% بوده است.
جدول (9): ارزیابی دقت مدل LSTM برای مجموعۀ دادههای آموزشی و آزمایشی به تفکیک شاخص
Table (9) Evaluation of the accuracy of the LSTM model for training and testing datasets by Index
|
شاخصها |
آموزشی |
آزمایشی |
|
کل |
85/0 |
81/0 |
|
صنعت |
88/0 |
77/0 |
|
مالی |
84/0 |
80/0 |
|
50 شرکت فعالتر |
94/0 |
75/0 |
|
فلزات |
87/0 |
73/0 |
در جدول (10)، ارزیابی AUC-ROC مدل LSTM به تفکیک مجموعۀ آموزشی و آزمایشی آورده شده است. در این ارزیابی همانطور که ملاحظه میشود، بهترین عملکرد مربوط به شاخص مالی به میزان 92% و کمترین مربوط به شاخص فلزات به میزان 81% است. این مدل در پیشبینیهای حباب شاخص مالی عملکرد بهتری داشته است. در ادامه در شکل (9) تصاویر مساحت زیر منحنی آورده شده است.
جدول (10): ارزیابی AUC-ROC مدل LSTM برای مجموعۀ دادههای آموزشی و آزمایشی به تفکیک شاخص
Table (10) Evaluation of the AUC-ROC of the LSTM model for training and testing datasets by Index
|
شاخصها |
آموزشی |
آزمایشی |
|
کل |
87/0 |
82/0 |
|
صنعت |
90/0 |
82/0 |
|
مالی |
75/0 |
92/0 |
|
50 شرکت فعالتر |
90/0 |
83/0 |
|
فلزات |
73/0 |
81/0 |
شکل (9): نمودارهای مساحت زیر منحنی AUC-ROC مدل LSTM به تفکیک شاخص
Figure (9) Graph of AUC-ROC of the LSTM model by index
در ادامه، در جدول (11) ماتریسهای درهمریختگی مدل LSTM به تفکیک شاخص برای دادههای مجموعۀ آزمایشی مشاهده میشود. با نگاهی اجمالی به نتایج ملاحظه میشود که نرخهای صحیح مثبت در این مدل از 38% تا 71% بوده است و شاخص کل با 71% بیشترین و شاخص 50 شرکت فعالتر با 38% کمترین میزان را داشتهاند؛ بنابراین، با ارزیابی و مقایسۀ ماتریسهای درهمریختگی دو مدل میتوان دریافت که مدل LSTM در تمام شاخصهای منتخب عملکرد بسیار بهتری در مقایسه با مدل رگرسیون لجستیک داشته است.
جدول (11): ماتریس درهمریختگی مدل LSTM برای داده های آزمایشی به تفکیک شاخص
Table (11) Confusion matrix of the LSTM model for the testing data by index
|
شاخص |
واقعی/ پیشبینی |
غیر حباب |
حباب |
نرخ تشخیص حباب |
|
کل |
غیر حباب |
44 |
7 |
|
|
حباب |
7 |
17 |
71% |
|
|
صنعت |
غیر حباب |
44 |
7 |
|
|
حباب |
10 |
14 |
58% |
|
|
مالی |
غیر حباب |
50 |
7 |
|
|
حباب |
8 |
10 |
56% |
|
|
50 شرکت فعالتر |
غیر حباب |
47 |
4 |
|
|
حباب |
15 |
9 |
38% |
|
|
فلزات اساسی |
غیر حباب |
43 |
6 |
|
|
حباب |
14 |
12 |
46% |
نتایج و پیشنهادها
در این پژوهش با هدف کاهش شکاف در حوزۀ پژوهشهای مالی و ایجاد و ارتقای نوآوری، با تمرکز بر تحلیل دادههای اقتصادی و مالی و با بهرهگیری فناوریهای پیشرفته و انتخاب متغیرهای هشداردهنده مبتنیبر پیشینۀ پژوهشها که نقش مهمی در تشکیل حبابهای قیمتی دارند، یک سیستم هشدار سریع برای پیشبینی حبابهای قیمتی بازار سهام طراحی شده است. در مروری بر پیشینۀ پژوهش مشخص شده است که بیشتر مطالعات داخلی و خارجی در حوزۀ حبابهای مالی، بر آزمون و شناسایی حباب در بازههای زمانی مختلف، بازار داراییهای مختلف و با روشهای پژوهش متنوع متمرکز بودهاند. تعداد محدودی از پژوهشها نیز به توسعه و ارائۀ مدلهایی برای پیشبینی حباب اختصاص یافته است. پژوهش حاضر با هدف پاسخ به این شکاف، راهکار نوینی درزمینۀ توسعۀ مدلهای پیشبینی حباب در بازار سهام ارائه میدهد که میتواند نقش مؤثری در مدیریت ریسک و تصمیمگیریهای سریع و آگاهانه در بازار سرمایه ایفا کند و ریسکهای مرتبط با حبابهای قیمتی را کاهش دهد.
درزمینۀ سیستم هشدار سریع، پژوهشهای داخلی محدود به بررسی بحرانهای مالی، پولی، ارزی، نوسانات بازار سهام و شاخصهای هشداردهندۀ این بحرانها بوده است؛ اما تاکنون پژوهشی مستقل در حوزۀ حبابهای مالی و پیشبینی آنها انجام نشده است؛ بنابراین، یافتهها و مدلهای این مطالعه میتواند نقطۀ شروعی مهم برای پژوهشهای داخلی در این حوزه باشد. در پژوهشهای خارجی نیز، مطالعات مرتبط عمدتاً بر مسکن، بحرانهای مالی، تلاطمها، نوسانات بازار سهام و شاخصهای هشداردهنده متمرکز بوده است. این نوآوری میتواند راهگشای توسعه و بهبود سامانههای هشدار سریع در بازارهای مالی باشد.
در این پژوهش مدل شبکههای عصبی برگشتی رهیافت حافظۀ کوتاهمدت طولانی LSTM (یادگیری عمیق) و مدل رگرسیون لجستیک LR (بهعنوان یک مدل کلاسیک یادگیری ماشین)، بهعنوان رویکردهای متفاوت و مقایسهپذیر برای طراحی مدلهای پیشبینی حباب و ارزیابی عملکرد آنها استفاده شده است. استفاده از شاخصهای منتخب بورس اوراق بهادار تهران نیز موجب افزایش جامعیت پژوهش و امکان تفسیر و مقایسۀ دقیقتر نتایج براساس ویژگیهای فنی هر شاخص و تأثیر آنها بر پیشبینی حباب شده است. این نوآوریها میتوانند نقش مؤثری در توسعۀ روشهای پیشبینی و هشدار حبابهای مالی ایفا کنند.
هدف اصلی پژوهش حاضر، طراحی یک سیستم هشدار سریع بهمنظور پیشبینی حباب شاخصهای منتخب بورس تهران (کل، صنعت، 50 شرکت فعالتر، فلزات اساسی و مالی) است. این هدف ازطریق شناسایی دورههای حبابی با استفاده از آزمون سوپریمم عمومی دیکیفولر تعمیمیافته، ایجاد متغیر مجازی حباب و مدلسازی پیشبینی با لحاظ تغییرات قیمتیِ (بازدۀ لگاریتمی) مجموعهای از متغیرهای مستقل «شاخصهای هشداردهنده» با مدل شبکههای عصبی برگشتی رهیافت حافظۀ کوتاهمدت طولانی LSTM (یادگیری عمیق) بوده است. نتایج نشان میدهد که این سیستم، با دقت حدود 73% تا 81% در تمام شاخصهای منتخب (شاخص کل با دقت 81%، شاخص مالی با دقت 80%، شاخص صنعت با دقت 77%، شاخص 50 شرکت فعالتر با دقت 75% و شاخص فلزات اساسی با دقت 73%) طراحی شده است. هدف دیگر این پژوهش، مقایسۀ دقت مدلهای بهکارگرفتهشده در سیستم هشدار سریع طراحیشده است؛ نتایج بهدستآمده حاکیازآن است که دقت پیشبینی مدل LSTM در تمام شاخصهای منتخب در مقایسه با مدل LR بهبود داشته است. به عبارتی، دقت پیشبینی حباب در مدل LR برای شاخص کل 69% بوده است؛ درحالیکه در مدل LSTM به 81% رسیده که نشاندهندۀ افزایش بهبود 12% است. این بهبود دقت در شاخصهای صنعت، 50 شرکت فعالتر و فلزات اساسی 8% و در شاخص مالی 1% بوده است. در رابطه با مقایسۀ کیفیت پیشبینی حباب شاخصهای منتخب ازطریق شاخصهای ارزیابی مساحت زیرمنحنی AUC-ROC و ماتریسهای درهمریختگی این نتیجه حاصل شده است که کیفّت پیشبینی مدل LSTMدر مقایسه با مدل LR ازطریق مساحت زیرمنحنی تا حدودی به هم نزدیک بودهاند؛ ولی ازطریق ماتریسهای درهمریختگی، بهمراتب بهتر بوده است. البته این نکته نیز درخور توجه است که با گذشت زمان و افزایش تعداد مشاهدات، عملکرد مدلهای مبتنیبر یادگیری عمیق بهتر خواهد شد؛ از اینرو باید سیستمهای هشداردهنده و پیشبینیکننده بهطور مداوم بهروز شوند. از جمله اهداف جزئی این پژوهش، شناسایی دورههای حبابی در شاخصهای منتخب بررسیشده بوده است که این امر نیز توسط آزمون GSADF تحقق پذیرفته است و نتایج آن در جدول (4) مشاهده میشود. نکتۀ حائز اهمیت این است که در شاخص مالی، سیگنال خروج از حباب قدری دیرتر در مقایسه با سایر شاخصها بوده است؛ ولی شاخصهای صنعت و شاخص کل تقریباً دورههای مشابهی داشتهاند.
بهمنظور توصیههای سیاستی این پژوهش، تأکید میشود که نهادهای سیاستگذار و نظارتی با بهرهگیری از مدلهای پیشبینی بهروز و پیشرفته و پایش شاخصهای هشداردهنده، به طراحی و توسعۀ سیستمهای هشدار سریع بپردازند و بهصورت مستمر، وضعیت حبابهای قیمتی را در شاخصهای اصلی و صنایع مختلف بورس اوراق بهادار رصد کنند و با شناسایی نشانههای شکلگیری حبابها و هشدار سریع در رابطه با آنها، با تدابیر مناسب و اتخاذ اقدامات پیشگیرانۀ مؤثر، از بروز بحران و آسیبهای اقتصادی بیشتر جلوگیری کنند. راهکارهای جلوگیری از توسعۀ پدیدۀ حباب از منظر نظریهپردازان، اجرای سیاستهای پولی و مالی مناسب، وجود ابزارهای متنوع سرمایهگذاری، تقویت نظارت و کنترل بیشتر سازمان بورس اوراق بهادار بر شفافسازی اطّلاعات شرکتها، افزایش سهام شناور، تقویت عوامل نظارتی بر تزریق نقدینگی در بخشهای مختلف اقتصادی، تخلفهای معاملاتی و رانتهای داخلی شرکتها و... است. همچنین شرکتهای سرمایهگذاری، سبدگردانها و سرمایهگذاران با شناسایی و پیشبینی حبابهای قیمتی و امکان دریافت هشدار سریع، قادر خواهند بود با اتخاذ راهبردهایمعاملاتی مناسب و مؤثر در مدیریت ریسک، اصلاح سبد سرمایهگذاری و تخصیص مجدد سرمایه، ریسکهای کمتری را تجربه و تهدیدات بازار را به فرصت تبدیل کنند.
در پژوهشهای آتی پیشنهاد میشود سیستمهای هشدار سریع برای پیشبینی حباب برای سایر بازار داراییها همچون مسکن، طلا، ارز، رمزارز در افقهای زمانی مختلف و با مدلهای ترکیبی اقتصادسنجی، هوش مصنوعی و ابتکاری با دقت پیشبینی بیشتر و عملکرد بهتر بررسی شود. شاخصهای هشداردهندهای همچون تولید ناخالص داخلی، پایۀ پولی، نقدینگی،کسری بودجه، صادرات نفتی و غیرنفتی، شاخصهای مالی رفتاری، شاخص احساسات و... نیز برای توسعه و بهبود عملکرد این سیستمها به کار روند. نتایج بهدستآمده در این پژوهش را میتوان در پژوهشهای مرتبط با بهینهسازی سبد سرمایهگذاریها، طراحی راهبردهای معاملاتی پویا، راهبردهای پوشش ریسک و... به کار برد. ازجمله محدودیتهای این پژوهش میتوان به تعداد محدود دادههای سری زمانی برای استفادۀ بهینه در یادگیری عمیق اشاره کرد. بهمنظور انتخاب متغیرهای هشداردهنده بهعنوان عوامل مؤثر بر حبابها از بهکارگیری بعضی متغیرها به دلیل کافینبودن داده یا تواترهای غیرمتناسب با تواتر استفادهشده در این پژوهش صرف نظر شد.
[1] .Early Warning Systems (EWS)
[2]. Baltic Dry Index (BDI)
[3] .Evolutionary Computations (ECs)
[4] .Rational Bubbles
[5]. Intrinsic Bubbles
[6] .Fads Bubbles
[7]. Agency-Based Models
[8]. Disagreement-Based Bubble Models
[9] .Feedback Trading
[10] .Biased Self-Attribution
[11] .Representative Heuristic and Conservatism Bias
[12]. Variance Bounds Tests
[13]. West (1987) Two-Step Tests
[14] .Standard Stationary and Cointegration-Based Tests
[15]. Mildly Explosive Behavior
[16]. Autoregressive Process
[17] .Sup Augmented Dickey-Fuller (SADF)
[18] .PWY Method
[19]. Recursive right-tailed ADF Tests
[20]. Evans’ Critique
[21] .Financial Exuberance
[22] .Forward Recursive Regression Tests
[23] .Structural Break
[24]. The Generalized Sup Augmented Dickey-Fuller (GSADF)
[25]. PSY Method
[26] .Recursive Regressions
[27] .Early Warning System Indicators
[28]. Leading Indicators
[29]. The Overall Money Supply
[30]. The Raw Materials Price Index (RMPI)
[31]. Yield Curve
[32]. Purchasing Managers’ Index (PMI)
[33]. Coincident Indicators
[34]. Personal Income
[35]. Retail Sales
[36]. Producer Price Index (PPI)
[37]. Gross National Product (GNP)
[38]. Lagging Indicators
[39]. Unemployment Rate
[40]. Consumer Price Index (CPI)
[41] .Accuracy
[42] .Area Under the Receiver Operating Characteristic Curve (AUC-ROC)
[43] .Confusion Matrix
[44]. Valuation Multiples
[45]. P/E Ratio
[46]. P/S Ratio
[47] .Finite samples
[48] .Backward sup ADF
[49]. Regularization
[51]. Overfitting
[52] .True Positive Rate (TPR)