<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مدیریت دارایی و تامین مالی</title>
    <link>https://amf.ui.ac.ir/</link>
    <description>مدیریت دارایی و تامین مالی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>سال چهاردهم، شماره دوم، شماره پیاپی 53، 1405</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_30347.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>ارائۀ الگوی بهینۀ تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران با به‌کارگیری هوش مصنوعی و با تأکید بر شفافیت گزارشگری مالی</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_29331.html</link>
      <description>شفافیت و قابلیت مقایسۀ اطلاعات مالی از ارکان اصلی پاسخ‌گویی و تصمیم‌گیری‌های اقتصادی آگاهانه محسوب می‌شود. با پیشرفت سریع هوش مصنوعی، این فناوری تأثیرات چشمگیری بر تصمیمات مالی و سرمایه‌گذاری داشته است. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدلی بهینه برای تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران، استفاده از هوش مصنوعی را با تأکید بر شفافیت گزارشگری مالی بررسی کرده است؛ بنابراین، این پژوهش ابتدا با استفاده از مصاحبه‌های عمیق با ۱۲ متخصص در حوزۀ مدیریت مالی و بازار سرمایه، داده‌ها را جمع‌آوری و سپس ازطریق تحلیل محتوای کیفی، الگوی اولیه استخراج کرد. به‌منظور ارزیابی مقبولیت الگو، پرسش‌نامه‌ای تهیه و به ۲۱۴ صاحب‌نظر ارسال شد که ۲۰۰ نفر به آن پاسخ دادند. اعتبار و قابلیت اعتماد پرسش‌نامه به‌طور موفقیت‌آمیزی تأیید شد. سپس با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری، روابط بین متغیرها تحلیل شد. نتایج نشان داد که تمامی اجزای الگوی پیشنهادی با تأیید خبرگان و نتایج آماری به‌عنوان عوامل کلیدی در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران قابل‌قبول است. شش عامل مالی، اقتصادی، سیاسی، روانی، فردی و هوش مصنوعی به‌عنوان عوامل اصلی تأثیرگذار بر تصمیمات سرمایه‌گذاری شناسایی و تأیید شدند؛ بدین‌تریتب، این پژوهش به‌طور نوآورانه هوش مصنوعی و شفافیت گزارشگری مالی را برای بهبود تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری ترکیب می‌کند. مدل ارائه‌شده با ترکیب عوامل کلیدی اثرگذار، دیدگاه‌های جدیدی برای تحلیل داده‌های مالی فراهم می‌کند و به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا با کاهش ریسک، بازدهی بهتری کسب کنند. این چارچوب می‌تواند به‌عنوان ابزاری راهبردی توسط مدیران مالی و ذی‌نفعان برای تصمیم‌گیری دقیق‌تر و مبتنی‌بر داده‌های معتبر استفاده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیرکنترل داخلی بر رابطه بین مالی‌سازی و احتمال تقلب مالی شرکت (شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران)</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_29475.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی تأثیر کنترل داخلی بر رابطۀ بین مالی‌سازی و احتمال تقلب مالی در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران است؛ بنابراین، با استفاده از روش نمونه‌گیری سیستماتیک تعداد 190 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازۀ زمانی سال‌های 1395 تا 1401 انتخاب شد. داده‌ها ازطریق نرم‌افزار ره‌آورد نوین و سایت رسمی بورس اوراق بهادار جمع‌آوری شد و برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از مدل‌های رگرسیون لجستیک و نرم‌افزار Eviews استفاده ‌شده است. نتایج نشان داد که مالی‌سازی شرکت بر احتمال تقلب مالی تأثیر مثبت و معناداری دارد؛ ولی باتوجه‌به ضرایب متغیر مالی‌سازی، احتمال تقلب در شرکت‌هایی با سطح مالی‌سازی پایین کمتر از شرکت‌هایی با سطح مالی‌سازی بالا است و از طرفی کنترل داخلی باعث شده که مالی‌سازی شرکت بر احتمال تقلب تأثیر منفی غیرخطی بگذارد و احتمال تقلب را کاهش دهد. یافته‌ها حاکی‌ازآن است که با مالی‌سازی شرکت احتمال تقلب بالاتر می‌رود و همچنان شرکت‌هایی با سطح مالی‌سازی بالا، بیشتر به سمت تقلب مالی می‌روند؛ ولی حضور کنترل داخلی در کنار مالی‌سازی احتمال تقلب را کاهش داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر گزارشگری یکپارچه برکیفیت حسابرسی</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_29701.html</link>
      <description>شیوۀ گزارشگری شرکت&amp;amp;lrm;‌ها از ارائۀ اطلاعات صرفاً مالی به‌سوی ادغام اطلاعات مالی و غیرمالی بااهمیت مانند افشای ریسک&amp;amp;lrm;‌های ناشی از تغییرات زیست&amp;amp;lrm;‌محیطی در جریان است که به‌عنوان گزارشگری یکپارچه شناخته می&amp;amp;lrm;‌شود. پیامدهای این تغییر رویه برای حسابرسان مهم است؛ زیرا برخی استانداردهای بین&amp;amp;lrm;‌المللی و ملی حسابرسی که اخیراً تجدیدنظر شده بر اهمیت درک اطلاعات غیرمالی موجود در گزارش&amp;amp;lrm;‌ها تأکید می&amp;amp;lrm;‌کنند. پژوهش فعلی ابهام حاصل از تأثیر گزارشگری یکپارچه را بر کیفیت حسابرسی در ایران بررسی می&amp;amp;lrm;‌کند. برای رفع این ابهام 858 مشاهده سال-شرکت از شرکت&amp;amp;lrm;‌های پذیرفته&amp;amp;lrm;‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازۀ زمانی 9ساله از 1394 تا 1402با الگوی حداقل مربعات تعمیم‌یافته آزمون شد. نتایج نشان می‌دهدکه گزارشگری یکپارچه بر کیفیت حسابرسی تأثیر مثبت دارد. مشخص شد گزارشگری یکپارچه باعث کاهش حق&amp;amp;lrm;‌الزحمۀ حسابرسی می&amp;amp;lrm;‌شود. این پژوهش دیدگاه‌هایی را دربارۀ هزینه‌ها و فواید رویکرد ادغام بیشتر اطلاعات غیرمالی در گزارش‌های سالانه، با عنوان گزارشگری یکپارچه، از منظر حسابرسان ارائه می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی مناسب تأمین مالی اسلامی پروژۀ متناسب با چرخۀ عمر</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_29751.html</link>
      <description>تأمین مالی پروژه‌ای به‌عنوان رویکرد تخصصی تأمین مالی، نقش حیاتی در تأمین مالی پروژه‌های زیرساختی و توسعه‌ای با مقیاس بزرگ در کشورهای توسعه‌یافته و درحال‌توسعه دارد. در این روش، منابع مالی به‌طورمستقیم به پروژه اختصاص می‌یابد و بازپرداخت آن‌ها از درآمدهای حاصل از همان پروژه انجام می‌شود. باوجود مزایای متعدد، انتخاب روش مناسب از میان روش‌های مختلف تأمین مالی پروژه‌ای، چالشی اساسی و مهم است. انتخاب نادرست می‌تواند افزایش هزینه‌ها، تأخیر در اجرای پروژه و حتی شکست آن را به دنبال داشته باشد. هدف اصلی این پژوهش، ارائۀ الگویی برای انتخاب روش مناسب در تأمین مالی اسلامی پروژه‌ها است که بتواند با درنظرگرفتن معیارها و مؤلفه‌های مؤثر بر تأمین مالی اسلامی پروژه، مناسب‌ترین روش تأمین مالی را پیشنهاد دهد. در این پژوهش، ابتدا با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی، روش‌های تأمین مالی پروژه‌ای ناسازگار با موازین شرعی کنار گذاشته می‌شود و تنها الگوهای تأمین مالی اسلامی قابل‌استفاده برای پروژه باقی می‌ماند. سپس با بهره‌گیری از مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای، معیارهای مؤثر در تأمین مالی اسلامی پروژه شناسایی می‌شود؛ درنهایت، استفاده از روش تاپسیس ماتریسی تشکیل می‌شود که در آن الگوهای مناسب تأمین مالی اسلامی پروژه براساس معیارهای مستخرج از اسناد و مطالعات کتابخانه‌ای رتبه‌بندی می‌شود. در این پژوهش 23 ابزار تأمین مالی پروژۀ سازگار با شریعت استخراج شد و براساس 30 معیار مؤثر بر تأمین مالی اسلامی پروژه، در فازهای آغاز، برنامه‌ریزی، اجرا، خاتمه و ارزیابی پروژه اولویت‌بندی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر خودشیفتگی و توانایی مدیران بر هزینۀ بدهی</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_29737.html</link>
      <description>این پژوهش تأثیر ویژگی‌های شخصیتی و حرفه‌ای مدیران، شامل خودشیفتگی و توانایی را بر هزینۀ بدهی شرکت‌ها بررسی می‌کند. فرض بر این است که تأمین‌کنندگان مالی، شرکت‌های با مدیران خودشیفته را پرریسک‌تر تلقی می‌کنند که به افزایش هزینۀ بدهی منجر شده است؛ درحالی‌که توانایی مدیران با بهبود تصمیم‌گیری و کاهش تضاد نمایندگی می‌تواند هزینۀ بدهی را کاهش دهد. داده‌های ۱۲۹ شرکت پذیرفته‌شده در بورس طی سال‌های ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۱ تحلیل شده و خودشیفتگی مدیران ازطریق اندازۀ امضا و نیز شاخص روان‌شناختی امضا اندازه‌گیری شده است. نتایج نشان می‌دهد که خودشیفتگی رابطۀ مثبتی با هزینۀ بدهی دارد، درحالی‌که توانایی مدیران تأثیری معکوس دارد. اثر تعاملی این دو متغیر براساس اندازۀ امضا معنادار نیست، اما شاخص روان‌شناسی امضا نشان می‌دهد که توانایی می‌تواند اثر منفی خودشیفتگی را تعدیل کند. مدیران توانای غیرخودشیفته کمترین هزینۀ بدهی را برای شرکت‌ها ایجاد می‌کنند و ترکیب آن‌ها به‌عنوان بهینه‌ترین حالت شناسایی شده است. تحلیل‌های تکمیلی نیز از رابطۀ غیرخطی U شکل میان خودشیفتگی و هزینۀ بدهی و رابطۀ خطی و معکوس میان توانایی و هزینۀ بدهی حمایت می‌کنند. دانش‌افزایی پژوهش در استفاده از شاخص روان‌شناسی برای سنجش خودشیفتگی و تحلیل سناریوهای ترکیبی ویژگی‌های مدیریتی است که می‌تواند مبنای تصمیم‌گیری مالی و اعتباری قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قیمت‌گذاری عامل ریسک نکول بدهی‌های کوتاه‌مدت در بازار سرمایه ایران با رویکرد اختیار معامله مرکب</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_29780.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف معرفی و اضافه&amp;amp;lrm;‌کردن عامل ریسک نکول بدهی‌های کوتاه‌مدت به‌عنوان عاملی جدید در چارچوب مدل‌های قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه&amp;amp;lrm;‌ای و بررسی تأثیر آن بر قدرت تبیین این مدل‌ها در بازار سرمایۀ ایران انجام شده است. نوآوری این پژوهش در استفاده از مدل ساختاری گسک مبتنی‌بر اختیار معاملۀ مرکب به‌منظور برآورد عامل ریسک نکول بدهی‌های کوتاه‌مدت و ارزیابی تجربی تأثیر افزودن این عامل به مدل‌های چندعاملی قیمت‌گذاری دارایی‌ها در تبیین بازده سهام است؛ بدین&amp;amp;lrm;‌منظور ابتدا، احتمال نکول بدهی‌های کوتاه‌مدت شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران طی سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۴۰۲ با بهره‌گیری از مدل ساختاری گسک و ازطریق حل دستگاه معادلات غیرخطی با استفاده از الگوریتم‌های عددی برآورد شد. سپس عامل ریسک نکول بدهی‌های کوتاه‌مدت با استفاده از این احتمالات محاسبه و به مدل‌های چندعاملی قیمت‌گذاری دارایی‌ها افزوده شد. برای ارزیابی تجربی عملکرد مدل‌های تعدیل&amp;amp;lrm;‌شده، ابتدا رگرسیون‌های سری زمانی بر مجموعه‌ای از دارایی‌های آزمون اجرا شد که دارای ویژگی احتمال نکول بدهی‌های کوتاه‌مدت بودند و به‌منظور سنجش پایداری نتایج، تحلیل‌های مشابهی بر دارایی‌های آزمون فاقد این ویژگی نیز انجام پذیرفت. یافته‌های حاکی است که افزودن عامل ریسک نکول بدهی‌های کوتاه‌مدت به مدل‌های چندعاملی قیمت‌گذاری دارایی‌ها، به‌طور معناداری توان تبیین این مدل‌ها در تحلیل بازده سهام را افزایش داده است. این بهبود در گروه دارایی‌های آزمون دارای ویژگی احتمال نکول بدهی‌های کوتاه‌مدت و نیز در گروه دارایی‌های فاقد این ویژگی مشاهده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر سرمایه بانک بر خلق نقدینگی در دهک‌های مختلف: مطالعه تطبیقی کشورهای توسعه‌یافته و درحال‌توسعه با رویکرد رگرسیون کوانتایل</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_29704.html</link>
      <description>مسئلۀ اصلی این پژوهش، بررسی رابطۀ غیرخطی میان سرمایۀ بانکی و خلق نقدینگی در سطوح مختلف توزیع خلق نقدینگی (دهک‌ها) در کشورهای توسعه‌یافته و درحال‌توسعه است. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می‌شود که خلق نقدینگی نقش کلیدی در ثبات مالی و رشد اقتصادی ایفا می‌کند؛ اما میزان و جهت اثرگذاری سرمایۀ بانکی ممکن است در سطوح مختلف خلق نقدینگی و بین کشورها متفاوت باشد؛ در این راستا، مطالعۀ حاضر با استفاده از رگرسیون کوانتایل، اثر سرمایۀ بانکی را بر خلق نقدینگی در دو مدل جداگانه برای 59 کشور درحال‌توسعه و 37 کشور توسعه‌یافته طی دورۀ 2004 تا 2023 بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که سرمایۀ بانکی در تمامی دهک‌ها اثری منفی و معنادار بر خلق نقدینگی دارد، به‌گونه‌ای که این اثر در دهک‌های بالای کشورهای توسعه‌یافته کاهش یافته، ولی در کشورهای درحال‌توسعه افزایش یافته است. همچنین، رشد اقتصادی، شاخص شمول مالی و توسعۀ مالی عمدتاً اثر مثبت و معنادار دارند، درحالی‌که شاخص ثبات مالی در دهک‌های پایین کشورهای توسعه‌یافته و دهک‌های بالای کشورهای درحال‌توسعه اثر منفی معناداری دارد. این نتایج گویای تفاوت در سازوکار خلق نقدینگی بین کشورها و اهمیت رویکرد تفکیکی در سیاست‌گذاری است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی سیستم هشدار سریع جهت پیش‎‌بینی حباب‎‌های بورس اوراق بهادار تهران با رویکرد یادگیری عمیق</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_29846.html</link>
      <description>هدف اصلی این پژوهش، طراحی سیستم هشدار سریع با مدل شبکه&amp;amp;lrm;‌های عصبی برگشتی رهیافت LSTM (یادگیری عمیق) است که قادر به پیش&amp;amp;lrm;‌بینی به&amp;amp;lrm;‌هنگامِ حباب&amp;amp;lrm;‌های قیمتی در بورس تهران باشد. هدف دیگر، مقایسۀ دقت و کیفیت نتایج با مدل LR (یادگیری ماشین) با استفاده از شاخص&amp;amp;lrm;‌های ارزیابی مساحت زیر منحنی و ماتریس درهم&amp;amp;lrm;‌ریختگی است. عملکرد این سیستم بر روی پنج شاخص&amp;amp;lrm;‌ منتخب بورس تهران آزمایش شد. ابتدا داده&amp;amp;lrm;‌های ماهانۀ شاخص&amp;amp;lrm;‌های منتخب طی سال&amp;amp;lrm;‌های 1381 تا 1402 استخراج&amp;amp;lrm;‌ و سپس دوره&amp;amp;lrm;‌های حبابی توسط آزمون GSADF شناسایی و متغیر مجازی حباب ایجاد شد. سپس با لحاظ تغییرات قیمتی (بازده لگاریتمی) مجموعه&amp;amp;lrm;‌ای از شاخص&amp;amp;lrm;‌های هشدار‌دهنده، مدل&amp;amp;lrm;‌سازی پیش&amp;amp;lrm;‌بینی متغیر حباب انجام شد. سیستم مدنظر با رویکرد یادگیری عمیق و با دقت حدود 73% تا 81%&amp;amp;nbsp; طراحی شدکه بیشترین دقت پیش&amp;amp;lrm;‌بینی مربوط به شاخص کل با 81% و کمترین مربوط به شاخص فلزات اساسی با 73% بود. با مقایسۀ نتایج مدل LSTM با مدل LR ملاحظه شد که دقت پیش&amp;amp;lrm;‌بینی در تمامی شاخص&amp;amp;lrm;‌های منتخب بهبود داشته است. مقایسۀ نتایج شاخص‌های ارزیابی نشان از عملکرد مطلوب مدل LSTM در مقایسه با مدل LR&amp;amp;nbsp; می&amp;amp;lrm;‌&amp;amp;lrm;‌دهد. براساس بررسی&amp;amp;lrm;‌ها، سیستم هشدار سریعی با هدف پیش&amp;amp;lrm;‌بینی حباب‌های قیمتی و با استفاده از یادگیری عمیق طراحی نشده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انتقال ریسک از عوامل کلان اقتصادی به بازده ‌صکوک در ایران</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_29834.html</link>
      <description>این پژوهش انتقال ریسک از متغیرهای کلان اقتصادی شامل نرخ ارز، قیمت نفت، تورم و نقدینگی را به بازده صکوک با استفاده از الگوی TVP-VAR در دورۀ زمانی 1393 تا 1401 بررسی می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که این متغیرها نقش‌های متفاوتی در سرریز ریسک به صکوک ایفا کرده‌اند. نرخ ارز و قیمت نفت به‌عنوان متغیرهای اصلی ارسال‌کنندۀ ریسک به صکوک شناسایی شده‌ است، درحالی‌که صکوک به‌ویژه صکوک غیردولتی به‌طور مداوم از این متغیرها تأثیر پذیرفته است. تورم تأثیر چشمگیری بر صکوک دارد که نشان‌دهندۀ نقش مهم آن در انتقال ریسک است. در تمامی دوره‌های زمانی، صکوک دولتی و غیردولتی به‌عنوان دریافت‌کنندۀ ریسک از سایر متغیرهای کلان معرفی شده‌اند. صکوک کوتاه‌مدت فرابورس به‌شدت متأثر از نوسانات نرخ ارز و تورم قرار دارد. یافته‌ها نشان می‌دهد که سیاست‌گذاران باید بر کنترل نوسانات نرخ ارز و قیمت نفت تمرکز کنند تا از اثرات منفی آن‌ها بر بازارهای مالی جلوگیری شود. این پژوهش یافته‌های مطالعات پیشین را تأیید می‌کند که نشان‌دهندۀ تأثیر قوی نرخ ارز و قیمت نفت بر بازدۀ صکوک در دوره‌های مختلف است. براساس این نتایج، باید به راهبردهای اقتصادی مرتبط با این متغیرهای کلان به‌طور ویژه در سیاست‌گذاری‌های مالی و اقتصادی کشور توجه شود تا میزان ریسک سرمایه‌گذاری در صکوک کاهش یابد و شوک‌های اقتصادی به‌خوبی مدیریت شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امپراتوری‌سازی مدیریتی در سایۀ اجتناب مالیاتی؛ آیا محدودیت‌های مالی مانع یا محرک هستند؟</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_29900.html</link>
      <description>هنگامی که به دلیل عملکرد ضعیف شرکت دسترسی به منابع مالی محدود شده باشد، اجتناب مالیاتی می‌تواند نقش مهمی در جهت تأمین منابع مالی ایفا کند. در این بین مدیران فرصت‌طلب می‌توانند از صرفه‌جویی‌های مالیاتی برای ساخت امپراتوری استفاده ‌کنند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر اجتناب مالیاتی بر ساخت امپراتوری مدیریتی باتوجه‌به نقش محدودیت‌های&amp;amp;nbsp; مالی است. نمونۀ آماری این پژوهش شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و شامل داده‌های 105 شرکت برای دورۀ 9سالۀ 1401-1393 است. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه‌‌ها از مدل‌های رگرسیون چندگانه به روش‌ داده‌های ترکیبی استفاده شده است. نتایج نشان داد که اجتناب مالیاتی تأثیر مثبتی بر ساخت امپراتوری مدیریتی دارد و محدودیت‌های مالی این اثر را تقویت می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ساختار زمانی احساسات سرمایه‌گذار و بازده سهام</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_29940.html</link>
      <description>پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که بخشی از نوسان قیمت سهام متأثر از احساسات سرمایه‌گذار است. از یک سو باوجود شواهد تجربی متناقض دربارۀ اثر مذکور و ازسوی دیگر مطالعات محدودی که به نقش افق زمانی در رابطۀ احساسات و بازدۀ سهام توجه می‌کند، هدف این پژوهش بررسی تأثیر احساسات سرمایه‌گذار بر بازدۀ سهام در سه بازۀ زمانی کوتاه‌مدت روزانه، هفتگی و ماهانه است (ساختار زمانی احساسات). اثر احساسات سرمایه‌گذار بر بازدۀ اضافی سهام در سه تواتر زمانی روزانه، هفتگی و ماهانه با استفاده از رگرسیون داده‌‌های ترکیبی و کنترل اثر بازدۀ اضافی بازار، عوامل ارزش و اندازه آزمون و با یکدیگر مقایسه شده است. شاخص احساسات سرمایه‌گذار با استفاده از چهار سنجۀ غیرمستقیم &amp;amp;laquo;نرخ تعدیل‌شدۀ گردش سهام&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عدم‌تعادل خرید-فروش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مبلغ معامله&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شاخص خط روان‌شناختی&amp;amp;raquo; و دو روش &amp;amp;laquo;تحلیل مؤلفه‌های اصلی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فیلتر کالمن&amp;amp;raquo; اندازه‌گیری شده است. یافته‌ها حاکی‌از تأثیر احساسات سرمایه‌گذار بر بازدۀ سهام است؛ اما شدت این تأثیر در گذر زمان از داده‌های روزانه به هفتگی و ماهانه، تقلیل یافته و ساختار زمانی احساسات سرمایه‌گذار تابع نزولی از زمان است. به سخن دقیق‌تر، با گذشت زمان همراه با افشای اطلاعات بیشتر و کاهش عدم‌اطمینان، نقش احساسات در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران کاهش می‌یابد و عوامل فراگیر ریسک قادر به پوشش محتوای اطلاعاتی احساسات سرمایه‌گذار نیست. نتایج حاصل از مقایسۀ اثر احساسات بر بازدۀ سهام با استفاده از سنجۀ مبتنی بر روش‌های &amp;amp;laquo;فیلتر کالمن&amp;amp;raquo; با نتایج استفاده از سنجۀ &amp;amp;laquo;تحلیل مؤلفه‌های اصلی&amp;amp;raquo; همسو است. پژوهش حاضر برای نخستین بار به واکاوی تأثیر متفاوت احساسات سرمایه‌گذار بر بازدۀ سهام در سه بازۀ روزانه، هفتگی و ماهانه می‌پردازد و ساختار زمانی احساسات سرمایه‌گذار را می‌آزماید. در پژوهش‌های پیشین عمدتاً از شاخص ترکیبی احساسات مبتنی بر روش &amp;amp;laquo;تحلیل مؤلفه‌های اصلی&amp;amp;raquo; استفاده شده است. در این پژوهش برای اولین بار در بورس اوراق بهادار تهران از روش &amp;amp;laquo;فیلتر کالمن&amp;amp;raquo; برای ساخت شاخص احساسات استفاده شده و ساختار زمانی احساسات براساس دو روش &amp;amp;laquo;فیلتر کالمن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تحلیل مؤلفه‌های اصلی&amp;amp;raquo; آزمون شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش خوانایی اطلاعات مالی بر دستیابی به تأمین مالی اعتباری با تأکید بر اثربخشی رقابت در بازار محصول</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_29937.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی نقش خوانایی اطلاعات مالی بر دستیابی به تأمین مالی اعتباری با تأکید بر اثربخشی رقابت در بازار محصول است. نمونۀ آماری، کلیۀ شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران است که با استفاده از روش حذف سیستماتیک، درنهایت 141 شرکت انتخاب و در دورۀ زمانی 10ساله بین سال‌های 1393 الی 1402 بررسی شد. نتایج حاصل از آزمون فرضیۀ اول پژوهش نشان داد که میان خوانایی اطلاعات مالی و دستیابی به تأمین مالی اعتباری رابطۀ مستقیم و معناداری وجود دارد. نتیجۀ آزمون فرضیۀ دوم نشان داد که رقابت در بازار محصول بر رابطۀ میان خوانایی اطلاعات مالی و دستیابی به تأمین مالی اعتباری تأثیرگذار است. درواقع با تعامل رقابت در بازار محصول و خوانایی اطلاعات مالی، دستیابی به تأمین مالی اعتباری کاهش خواهد یافت؛ بنابراین، رقابت در بازار محصول می‌تواند دسترسی شرکت‌ها به تأمین مالی اعتباری را محدود کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر اصطکاک تجاری بر مالی‌سازی شرکت‌ها با در نظر گرفتن ویژگی‌های مدیریتی</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_30042.html</link>
      <description>چکیده
اهداف: هدف پژوهش حاضر در وهله اول، بررسی تاثیر اصطکاک تجاری بر مالی‌سازی شرکت‌ها است.علاوه براین، اثر تعدیلگری فرصت طلبی مدیران در رابطه اصطکاک تجاری و مالی سازی شرکت‌ها و هم‌چنین اثر میانجی‌گری کوته‌بینی مدیران در رابطه بین اصطکاک تجاری و مالی‌سازی شرکت‌ها در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته‌است.
روش: در این پژوهش جهت دستیابی به اهداف مذکور سه فرضیه تدوین شده و به منظور آزمون فرضیه‌های پژوهش نمونه‌ای مشتمل بر 103 شرکت از بین شرکت‌های بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران طی سال‌های 1392 تا 1402 انتخاب گردیده و از رگرسیون خطی چندگانه با رویکرد پرایس وینستون جهت آزمون فرضیه‌های پژوهش و برآورد پارامترهای مدل استفاده شده‌است.
نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که اصطکاک تجاری تأثیر مستقیم و معناداری بر سطح مالی‌سازی شرکت‌ها دارد. علاوه بر این، فرصت‌طلبی مدیریتی تأثیری مستقیم و معنادار بر رابطه بین اصطکاک تجاری و مالی‌سازی شرکت‌ها داشته و این رابطه را تقویت می‌کند. هم‌چنین، کوته‌بینی مدیران به‌عنوان متغیر میانجی، تأثیر مستقیمی بر مالی‌سازی شرکت‌ها داشته و موجب افزایش آن شده است.
نوآوری: در مطالعات پیشین، تمرکز اصلی بر بررسی تأثیر ویژگی‌های شخصیتی مدیران بر تصمیم‌گیری‌های مالی، واکنش بازار به تغییرات محیطی و ارتباط بین مالی‌سازی و سرمایه‌گذاری واقعی بوده و تا کنون پژوهشی در خصوص بررسی تأثیر ویژگی‌های مدیریتی بر رابطه بین اصطکاک تجاری و مالی‌سازی شرکت صورت نگرفته است. آنچه این پژوهش را از پژوهش‌های مشابه در این حوزه متمایز می‌سازد اثر تعدیل‌کننده فرصت‌طلبی مدیران و نقش میانجی کوته‌بینی مدیران است که دیدگاه پژوهش را بر ویژگی‌های مدیریت متمرکز می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انتخاب سهام با استفاده از رویکرد برابری ریسک سلسله‌مراتبی و درخت پوشای کمینه مبتنی بر ماتریس ضرایب همبستگی در 50 شرکت فعال تر بورس اوراق بهادار تهران</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_30093.html</link>
      <description>مسئله بهینه‌سازی سبد دارایی یکی از چالش‌های اساسی در حوزه سرمایه‌گذاری مالی است. هدف این پژوهش، ارزیابی عملکرد مدل ارائه‌شده برای انتخاب سهام در بورس اوراق بهادار تهران و مقایسه آن با شاخص و رویکرد مارکوویتز بر اساس آزمون‌های آماری است. در این پژوهش، با استفاده از روش وزن‌دهی برابری ریسک سلسله‌مراتبی و انتخاب دارایی‌های حاشیه‌ای، سبدهای سهام ساخته شده‌اند. این سبدها در دو حالت مختلف بر اساس ماتریس‌های همبستگی متفاوت تشکیل شده و سپس هر شش ماه یک‌بار بر اساس ضرایب همبستگی و ترکیب شرکت‌های عضو شاخص ۵۰ شرکت فعال‌تر، بازنگری و وزن‌دهی مجدد شده‌اند. در ادامه، عملکرد این سبدها با شاخص ۵۰ شرکت فعال‌تر و رویکرد مارکوویتز مقایسه گردیده است. نتایج نشان می‌دهد که رویکرد ریسک سلسله‌مراتبی با انتخاب دارایی توانسته است در بیشتر موارد عملکرد سبد سهام را بر اساس شاخص‌های ارزیابی نسبت به شاخص و رویکرد مارکوویتز بهبود دهد. نتایج آزمون‌های آماری نیز برتری معنادار این روش نسبت به رویکرد مارکوویتز را تأیید می‌کند. افزون بر این، پژوهش حاضر توانسته است با انتخاب بهینه دارایی و ساخت سبدهایی با تعداد دارایی کمتر نسبت به روش‌های مشابه، به تنوع‌بخشی کارآمد در بورس اوراق بهادار تهران دست یابد. نوآوری اصلی این پژوهش در استفاده هم‌زمان از دو ماتریس همبستگی متفاوت به‌عنوان ورودی و به‌کارگیری دو روش نوین برای وزن‌دهی و انتخاب دارایی در بازار سهام تهران است؛ به گونه‌ای که نتایج آن می‌تواند برای سرمایه‌گذاران شخصی و نهادی در استفاده از ماتریس‌های همبستگی مختلف کاربرد داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تأثیر احساسات سرمایه‌گذار بر روند حرکت بازده مازاد سهام در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_30112.html</link>
      <description>مالی‌رفتاری با به چالش‌کشیدن فرضیه بازار کارا معتقد است که تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران تنها بر اساس عقلانیت و حداکثرسازی منافع نیست؛ بلکه سویه‌های رفتاری، مانند احساسات سرمایه‌گذاران، بر تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری و به ‎‌دنبال آن بر قیمت‌گذاری و بازدهی سهام تاثیرگذار است. بنابراین، هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر احساسات سرمایه‌گذاران بر روند حرکت بازده مازاد سهام در بازه زمانی کوتاه‌مدت و بلند‌مدت در بورس اوراق بهادار تهران است. با بکارگیری روش غربالگری، نمونه‌‌ای متشکل از 169 شرکت پذیرفته‌ شده در بورس اوراق بهادار تهران به‌دست آمد. این نمونه با استفاده از تحلیل رگرسیون چند متغیره و داده‌های ترکیبی، در بازه زمانی 1390 تا 1401 برای فرضیه اول و 1390 تا 1399 برای فرضیه دوم  و سوم مورد بررسی و آزمون قرار گرفت و تأثیرات سال و صنعت نیز کنترل شد. نتایج پژوهش نشان داد که احساسات سرمایه‌گذاران در کوتاه‌مدت تأثیر مثبت و در بلندمدت تأثیر منفی بر روند حرکت بازده مازاد سهام دارند. به علاوه، احساسات سرمایه‌گذاران تأثیر بیشتری بر روند حرکت بازده مازاد شرکت‌های کوچک‌تر در مقایسه با شرکت‌های بزرگ‌تر در بلندمدت دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهینه‌سازی سبد سهام با روش تخصیص ارزش کمی در بازار سرمایه ایران</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_30156.html</link>
      <description>هدف اصلی پژوهش، طراحی و پیاده‌سازی یک مدل بهینه‌سازی سبد سهام با رویکرد تخصیص ارزش کمی  در بستر بازار سرمایه ایران است. این پژوهش توسعه‌ای - کاربردی در دو فاز شامل ارزیابی کمی ارزش شرکت‌ها و بهینه‌سازی سبد سرمایه‌گذاری با اهداف چندگانه تدوین گردید. داده‌ها از منابع معتبر کتابخانه‌ای و میدانی گردآوری و با استفاده از الگوریتم اپسیلون - محدودیت تحلیل شدند. نتایج، کارایی رویکرد پیشنهادی در ارتقاء تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران را تأیید می‌کند. نتایج نشان دادند که سبدهای تشکیل‌شده براساس تحلیل بنیادی و تکنیکال نسبت به انتخاب‌های تصادفی بازدهی بالاتری داشتند و مدل ارائه‌شده توانست ترجیحات متنوع سرمایه‌گذاران را در انتخاب بهینه دارایی‌ها به‌طور مؤثری لحاظ کند. این پژوهش با توسعه یک چهارچوب کمی دو مرحله‌ای مبتنی بر تابع ارزش و بهینه‌سازی چندهدفه، مدلی دقیق و منعطف برای تخصیص بهینه دارایی‌ها در بازار سرمایه ایران ارائه کرده است که امکان لحاظ هم‌زمان تحلیل بنیادی و تکنیکال در فرآیند انتخاب سبد سهام را فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه دو الگوریتم مبتنی بر یادگیری ماشینی برای دو بخش استراتژی معاملات زوجی</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_30255.html</link>
      <description>اهداف: با توجه به علاقه مشارکت‌کنندگان بازار به مدل‌های معاملاتی کمی و استفاده از کاربردهای هوشمندانه علم داده می‌توان عملکرد استراتژی‌های معاملاتی از جمله معاملات زوجی را که ابزار سرمایه‌گذاری خوبی حتی در بازارهای نزولی است بهبود بخشید.

روش: با درنظر گرفتن دو مرحله این استراتژی شامل شناسایی دو ورقه بهادار (یک زوج) و کشف بی‌نظمی در شکاف قیمتی بین آنها (انجام معامله)،‌ درصدد مقایسه دو روش یادگیری ماشینی جهت انتخاب الگوریتم بهتر در هر مرحله هستیم. برای تعیین فضای جست‌وجو که سعی بر گروه‌بندی اوراق‌بهادار مرتبط در خوشه‌ها و شناسایی زوج‌های برتر دارد از دو الگوریتم خوشه‌بندی مبتنی بر چگالی شامل خوشه‌بندی فاصله‌ای مبتنی بر چگالیِ کاربردها با نوفه  (DBSCAN) و مرتب‌سازی نقاط جهت شناسایی ساختار خوشه‌بندی  (OPTICS) استفاده شد، که در غیر این‌صورت شناسایی آن حتی برای سرمایه‌گذار با تجربه هم دشوار است. از طرفی جهت به‌حداقل رساندن تعداد روزهای کاهش ارزش سبد به‌همراه افزایش بازده پس از یافتن شکاف قیمتی، از دو مدل معاملاتی مبتنی بر پیش‌بینی سری‌زمانی، حافظه کوتاه‌مدت طولانی  (LSTM) و LSTM رمزگذار-رمزگشا  استفاده شد.

نتایج: برتری OPTICS نسبت به DBSCAN در تعداد متغیرهای کمتر و نسبت شارپ بالا و درصد زوج‌های سودآور بالاتر مشهود است. مدل LSTM رمزگذار-رمزگشا در کل در کسب بازدهی و نسبت شارپ، عملکرد بهتر و در مورد کاهش تعداد روزهای رکودی سبد بالاتر از مدل LSTM بود.

نوآوری: استفاده از داده‌های با تکرار زیاد (5دقیقه‌ای) (تمامی سهام‌بازار و نه سهم یا صنعت خاصی)، مدل‌های یادگیری ماشینی جهت افزایش سرعت در تصمیم‌گیری و بازده‌های خالص از موارد مهم این کار هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر سرعت تعدیل ساختار سرمایه بر چسبندگی انتظارات اطلاعاتی</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_30339.html</link>
      <description>هدف: انتظارات چسبنده، علی‌رغم دریافت اطلاعات جدید مرتبط با وضعیت سازمان، ثابت می‌مانند. به نظر می‌رسد این اثر فقط در موقعیت‌هایی وجود دارد که به نفع مدیر باشد. به عبارتی، مدیر نسبت به تعدیل تصمیمات خود همزمان با دریافت اطلاعات جدید، به کندی عمل می‌کند. هدف از این پژوهش بررسی چسبندگی انتظارات اطلاعاتی بر مبنای سرعت اصلاح ساختار سرمایه است.
روش: به منظور بررسی موضوع مورد مطالعه، از الگوی رگرسیونی داده‌های ترکیبی در دوره زمانی 1395 تا 1402 استفاده شده و داده‌های 120 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران جمع‌آوری و برای آزمون فرضیه‌های پژوهش استفاده شده است.
یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان‌دهنده آن است که در شرکت‌های مورد مطالعه شاهد چسبندگی انتظارات مدیران هستیم. همچنین، نتایج فرضیه دوم پژوهش حاکی از آن است که سرعت تعدیل ساختار سرمایه اثر معناداری بر چسبندگی انتظارات اطلاعاتی مدیران شرکت‌های بورسی دارد. در نهایت، نتایج فرضیه سوم بیانگر این است که بین طبقه‌های بالا و پایین سرعت تعدیل ساختار سرمایه از بعد چسبندگی انتظارات ، تفاوت معناداری وجود دارد و می‌توان ابراز داشت که تغییرات در کیفیت افشا منجر به تغییر در چسبندگی انتظارات می‌شود.
نتیجه‌گیری: چسبندگی انتظارات مدیران منجر به کاهش تمایل به تعدیل پیش‌بینی‌ها و واکنش مناسب به اخبار جدید می‌گردد. در مجموع، کیفیت افشای اطلاعات و سرعت اصلاح ساختار سرمایه می‌توانند از منظر سیاست‌گذاری مالی و تدوین استانداردهای گزارشگری نیز حائز اهمیت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر سرمایه سازمانی همتایان بر سرمایه سازمانی شرکت‌‌ها: نقش تعدیلی رقابت صنعت</title>
      <link>https://amf.ui.ac.ir/article_30340.html</link>
      <description>سرمایه سازمانی به‌عنوان یکی از دارایی‌های نامشهود کلیدی، در ایجاد مزیت رقابتی و ارتقای عملکرد شرکت‌ها نقش اساسی دارد. بر پایه نظریه‌های یادگیری اجتماعی و تقلید نهادی، شرکت‌ها در شرایط رقابتی و عدم‌قطعیت، از رفتار همتایان صنعتی خود الگو می‌گیرند. هدف این پژوهش بررسی تاثیر سرمایه سازمانی همتایان بر سرمایه سازمانی شرکت‌ها و نقش تعدیل‌گر رقابت صنعت است. نمونه آماری شامل 155 شرکت‌ پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۲ است. برای آزمون فرضیه‌ها از رگرسیون خطی و داده‌های ترکیبی با کنترل اثرات سال استفاده شده است. نتایج فرضیه اول نشان داد که سرمایه سازمانی همتایان اثر مثبت و معناداری بر سرمایه سازمانی شرکت‌ها دارد؛ به‌گونه‌ای که در شرایط عدم‌قطعیت، مدیران برای کاهش ریسک و کسب مشروعیت از رفتارهای موفق رقبا الگوبرداری می‌کنند. یافته‌های فرضیه دوم بیانگر آن است که رقابت صنعت اثرات همتای سرمایه سازمانی را تقویت می‌کند و در صنایع رقابتی، واکنش شرکت‌ها به سرمایه سازمانی رقبا شدیدتر است. آزمون‌های استحکام نیز پایداری نتایج را تأیید می‌کند. در مجموع، سرمایه‌گذاری در سرمایه سازمانی علاوه بر عوامل درون‌شرکتی، تحت تأثیر رفتار همتایان و شدت رقابت صنعت قرار دارد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
