تأثیر اطمینان بیش از حد مدیریت بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 استادیار گروه حسابداری دانشکده اقتصاد و مدیریت. دانشگاه سمنان

2 کارشناس ارشد حسابداری. دانشگاه سمنان. دانشکده اقتصاد و مدیریت گروه حسابداری

چکیده

 بیش‌اطمینانی، اعتقاد بی­اساس دربارة توانایی­های شناختی، قضاوت­ها و استدلال شهودی فرد است. مدیران بیش‌اطمینان درنتیجۀ این باور که اطلاعات ویژ­ه­ای در اختیار دارند (که دیگران در اختیار ندارند)، دقت اطلاعات خود و به‌تبع آن، سودها و جریان‌های نقدی آیندۀ واحد تجاری را بیش از حد تخمین می­زنند و چشم‌انداز مثبتی از ریسک و بازده آینده دارند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر بیش‌اطمینانی مدیریت در مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی در 95 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال­های 1386 تا 1393 است. در این پژوهش برای اندازه­گیری بیش‌اطمینانی مدیریت از دو معیار مبتنی بر سرمایه‌گذاری و اهرم مالی استفاده شده است. تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از آزمون فرضیۀ پژوهش، نشان‌دهندۀ وجود ارتباط مثبت و معنادار بین بیش­اطمینانی مدیریت براساس هر دو شاخص بیش‌اطمینانی مدیریت مبتنی بر سرمایه­گذاری و اهرم مالی بر مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Investigating the Effect of Managerial Overconfidence and Accrual-based Earnings Management

نویسندگان [English]

  • kazem ebrahimi 1
  • sadegh sarbazi-azad 2
1 Associate Prof., Accounting Department, Faculty of Economics and Management, Semnan University, Semnan. Iran
2 MSc. Accounting Department Faculty of Economics and Management, Semnan University, Semnan. Iran
چکیده [English]

Overconfidence can be summarized as unwarranted faith in one’s intuitive reasoning, judgments, and cognitive abilities. Overconfident managers by the belief that they possess special information (that the others do not) overestimate their information integrity and consequently their firms’ future earnings and cash flows, and usually have positive perspective on firm’s future risk and return. The aim of this study is to investigate the impact of managerial overconfidence on accrual-based earnings management in 95 companies listed in Tehran Stock Exchange during the years 2006 to 2014. In this study, in order to measure managerial overconfidence, two criteria based on investment and financial leverage was implemented. The results showed that there is a positive and significant relationship between managerial overconfidence (based on both overinvestment and financial leverage) on accrual-based earnings management.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Managerial Overconfidence
  • Earnings management
  • Accrual-based earnings management

مقدمه

 

اطمینان بیش از حد، یکی از مهم­ترین یافته­های علم روان‌شناسی در حوزة تصمیم‌گیری است. روان‌شناسان دریافتند افراد، توانایی­هایشان را در انجام درست وظایف، بیش از اندازه برآورد می­کنند و این تخمین بیش از اندازه، با اهمیتی که شخص برای وظایف قائل است، رابطة مستقیم دارد. در همین زمینه، روان­شناسان به این نتیجه رسیده­اند که افراد در هنگام تصمیم­گیری و قضاوت، به اطلاعات برجسته، وزن بیشتری می­دهند. بررسی آثار اطمینان بیش از حد مدیران در رویه­های شرکت، شامل رویه­های حسابداری، از آن‌رو اهمیت دارد که اطمینان بیش از حد به اتخاذ تصمیم­های نادرست و سیاست­های نامناسب سرمایه­گذاری، تأمین مالی یا حسابداری ممکن است منجر شود و هزینه­های سنگینی را بر شرکت تحمیل کند ]17[. بیش‌اطمینانی یکی از مهم­ترین ویژگی­های شخصی مدیران است که در ریسک­پذیری تأثیر می‌گذارد] 10[. مدیران بیش‌اطمینان، احتمال و تأثیر رویداد­های مطلوب در جریان‌های نقدی شرکت را بیش از واقع تخمین می­زنند و احتمال و تأثیر رویداد­های منفی را کمتر از واقعیت ارزیابی می­کنند ]14، 22[. مطالعات نشان می­دهد با افزایش بیش‌اطمینانی مدیران، احتمال استفاده از روش­های حسابداری محافظه­کارانه کمتر می­شود ]1[، احتمال اشتباه در گزارش سود به‌دلیل نگرش­های خوش بینانة مدیریت افزایش می­یابد ]31[، بر احتمال ارائۀ مجدد صورت­های مالی و مدیریت سود واقعی افزوده می­شود ]16، 24،32[ و اثربخشی کنترل­های داخلی کاهش می­یابد ]7[.

براساس پژوهش­های پیشین، مدیران بیش‌اطمینان ممکن است به‌دلیل اطمینان بیش از حدی که به گزارش فعالیت­های شرکت دارند و یا به‌دلیل اعمال‌نکردن اصلاحات پیشنهادی حسابرس، از انجام حسابرسی امتناع و بدینگونه، فرصت بیشتری برای مدیریت سود خود فراهم کنند ]10، 13[؛ از این‌رو، می­توان انتظار داشت مدیران بیش‌اطمینان، برای ارائۀ تصویر مطلوبی از عملکرد مالی خویش، تمایل بیشتری به اعمال مدیریت سود داشته باشند؛ درنتیجه، این اقدام باعث کاهش کیفیت گزارش‌های مالی می‌شود و زمینه را برای وجود احتمال تقلب در صورت‌های مالی افزایش می‌دهد ]30[. همچنین مدیران بیش‌اطمینان ممکن است به‌دلیل بیش‌اطمینانی که به سودآوری آیندۀ واحد تجاری دارند، به مدیریت سود اقدام کنند. علاوه بر این، گفتنی است مدیران بیش اطمینان به‌دلیل این باور که آنها اطلاعات ویژه­ای در اختیار دارند، دقت اطلاعات خود و به‌تبع آن، سودها و جریان­های نقدی واحد تجاری را بیش از حد تخمین می­زنند و چشم‌انداز مثبتی از ریسک و بازده آیندۀ شرکت در ذهن بپرورانند. گفتنی است مدیریت سود به‌طور در خور ملاحظه‌ای، تحت تأثیر انتظارات دربارۀ سودهای آینده است و بیش‌اطمینانی مدیریت در این انتظارات اثر می‌گذارد ]4، 5[؛ بنابراین، با توجه به آنچه بیان شد، پرسش اصلی این است که آیا بین بیش‌اطمینانی مدیریت و مدیریت سود، ارتباط معناداری وجود دارد؟ و در صورت وجود رابطۀ معنادار، نوع رابطه چگونه است؟ براساس این، هدف اصلی پژوهش، بررسی تأثیر بیش‌اطمینانی مدیریت در مدیریت سود شرکت­های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران است.

 

مبانی نظری

بیش‌اطمینانی یا اعتماد بیش از حد به خود را اعتقاد بی­اساسی دربارة توانایی­های شناختی، قضاوت­ها و استدلال شهودی فرد می‌توان تعریف کرد. مفهوم بیش‌اطمینانی در مجموعۀ وسیعی از بررسی­ها و آزمایش‌های روان‌شناسانه از نوع شناختی بررسی شده است که نشان می­دهد افراد هم دربارة توانایی­هایشان در پیش­بینی و هم دربارة دقت اطلاعات خود، برآورد بیش از اندازه‌ای دارند. چنین افرادی در تخمین احتمالات ضعیف عمل می­کنند و اغلب رویدادهایی با احتمال وقوع بسیار کمتر از صد در صد را حتمی می­­دانند ]27،28[.گفتنی است مشاغلی که به قضاوت بیشتر نیاز دارند، بیشتر از مشاغل دیگر دچار بیش­اطمینانی می­شوند؛ ضمن آنکه هرچه تخصص افراد بیشتر باشد، در معرض بیش­اطمینانی بیشتری قرار می­گیرند ]17[. به‌طور خلاصه، گفتنی است افراد خود را از آنچه واقعاً هستند، باهوش­تر می­پندارند و معتقدند اطلاعات بهتری در اختیار دارند؛ به‌عنوان مثال، برای تصمیم­گیری سرمایه­گذاری در یک شرکت خاص، اغلب انتظار زیان را نادیده می­گیرند و بعداً در صورتی که شرکت، عملکرد ضعیفی داشته باشد، احساس تعجب و نارضایتی می‌کنند ]27[.

مدیریت سود، پدیده‌ای جهانی در گزارشگری شرکت­ها و یا گزارش اطلاعات مرتبط با سود است. مدیریت با تلاش برای نشان‌دادن کیفیت سود معقول براساس انتظارات سهامداران یا مطابق الزامات برای اخذ مجوز مربوط به قانون‌گذاران، به مدیریت سود اقدام می­کند ]12[.گفتنی است مدیریت سود، وجوه اشتراک زیادی با کیفیت سود در ارزیابی سلامت مالی شرکت دارد ]16[؛ به‌گونه‌ای که می­توان گفت مدیریت سود بیشتر، کیفیت سود کمتری را در بر دارد؛ هرچند نبود مدیریت سود (مدیریت سود کم) به معنای تضمین کیفیت خوب سود نیست؛ زیرا عوامل دیگری ازقبیل بازار سرمایه، استاندارهای ضعیفی که به گزارش­های با کیفیت منجر می­شود و دیگر عوامل در کیفیت سود دخیل هستند ]16[. مدیریت سود به‌طور در خور توجهی، تحت تأثیر انتظارات دربارۀ عملکرد و سودهای آینده است و بیش‌اطمینانی مدیریت در این انتظارات اثر می­گذارد] 26[. وجود ویژگی بیش‌اطمینانی در مدیران در نحوة شناسایی سود و زیان و مبلغ دفتری دارایی­ها و بدهی­ها تأثیرگذار است؛ به‌گونه‌ای که می‌توان گفت بیش‌اطمینانی مدیران به افزایش هموارسازی سود نیز منجر خواهد شد] 4[. همچنین مدیران بیش‌اطمینان، بازده آینده ناشی از پروژه­های سرمایه­گذاری شرکت را بیشتر برآورد و در چنین پروژه‌هایی، سرمایه‌گذاری بیشتری می‌کنند؛ بنابراین ممکن است زیان را به تأخیر بیندازند و برآورد­های خوش‌بینانه­ای در تعیین ارزش دارایی­های جاری و یا بلندمدت داشته باشند ]29[. افزایش سرمایه‌گذاری در پروژهای سرمایه‌ای، مخارج سرمایه‌ای را افزایش می‌دهد؛ درنتیجه، هزینۀ استهلاک و دیگر هزینه‌های عملیاتی، افزایش و درنهایت، هزینۀ مالیات شرکت کاهش می‌یابد؛ به عبارت دیگر، اطمینان بیش از حد مدیریت، میزان سرمایه‌گذاری در طرح‌های کاهندۀ مالیات را افزایش می‌دهد و به افزایش پرهیز مالیاتی منجر می‌شود ]3[. به‌طور کلی،  گفتنی است بیش‌اطمینانی به برآورد بیش از حد راجع به جریان‌های نقدی و سودآوری واحد تجاری منجر می­شود. این موضوع در تصمیم‌های آنها، شامل تصمیم‌گیری دربارۀ مدیریت سود می‌تواند تأثیر بگذارد. یکی دیگر از تبعات بیش‌اطمینانی مدیران این است که موجب می­شود مدیران نسبت به عملکرد آیندۀ شرکت­ها خوش‌بین باشند و این امر، تمایل آنها را به انتشار سود پیش‌بینی‌شده افزایش می­دهد. مدیران بیش‌اطمینان در مقایسه با دیگر مدیران، محافظه‌کاری کمتری در مقابل شناسایی کمتر از واقع درآمد و شناسایی بیشتر هزینه‌ها از خود نشان می‌دهند. احمد و دوئلمن (2013) بیان می‌کنند بیش‌اطمینانی، اثری منفی در محافظه­کاری دارد و نظارت بیرونی قوی، این آثار منفی را کاهش نخواهد داد ]25[؛ درنتیجه، اطمینان بیش از حد مدیریت باعث می­شود مقادیر سودهای پیش‌بینی‌شده، انحراف زیادی از سود واقعی داشته باشد ]22[.

از نظر حجازی و همکاران (1391) مدیریت سود از دو روش امکان‌پذیر است: مدیریت مبتنی بر ارقام حسابداری و مدیریت سود واقعی. در حالت اول، مدیریت با اقلام تعهدی اختیاری، به دستکاری ارقام حسابداری براساس اهداف خود اقدام می‌کند. در حالت دوم، مدیر با دستکاری فعالیت­های واقعی، به مدیریت سود اقدام می‌کند و به سود مدّنظر خود دست می­یابد ]15[.کوهن و زاروین[1](2010) دستکاری در فعالیت­های واقعی را از اعمالی تلقی می­کنند که در روال عادی فعالیت­های تجاری انجام می­دهند. دستکاری فعالیت‌های واقعی در جریان­های نقدی و در پاره­ای از موارد در اقلام تعهدی تأثیر می­گذارد ]9[. مدیریت اقلام تعهدی اختیاری با تغییر فعالیت­های اقتصادی اساسی یک شرکت انجام نمی‌شود؛ بلکه با انتخاب روش­های حسابداری و برآورد­های حسابداری انجام می­شود. این در حالی است که دستکاری فعالیت­های واقعی با تغییر فعالیت­های اساسی یک شرکت انجام می‌شود ]18[.

همچنین در مبانی موضوع، تاکنون معیارهای متفاوتی برای اندازه‌گیری بیش اطمینانی ارائه شده است. یکی از معیارهای مدّنظر دربارۀ بیش­اطمینانی مدیران، تصمیم‌های مدیران دربارۀ اعمال اختیار خرید سهام است. مدیران ریسک‌گریز نسبت به اعمال زودتر اختیار خرید سهام تمایل نشان می­دهند؛ در حالی که مدیرانی که به توانایی­های خود و چشم‌انداز شرکت، اطمینان زیادی دارند، اختیار­های سهام خود را به مدت طولانی­تری حفظ می‌کنند ]1، 23[. انتظار می‌رود مدیرانی که عملکرد خوبی دارند، پاداش زیادی دریافت می­کنند و شهرت رسانه­ای خوبی دارند، به احتمال بیشتری بیش‌اطمینانی دارند ]22، 23[. از دیگر معیارهای بیش‌اطمینانی به سوگیری مدیران در پیش­بینی سود ( تفاوت بین سود پیش­بینی و سود واقعی) و تصمیم‌های سرمایه­گذاری شرکت می‌توان اشاره کرد ]6، 8[. از دیگر معیارهای کاربردی در زمینۀ بیش‌اطمینانی مدیران به تمایل مدیران به استفادۀ بیشتر با اهرم و بدهی می‌توان اشاره کرد. براساس این، گفتنی است مدیران بیش‌اطمینان، به‌دلیل اطمینان بیش از حد به عملکرد شرکت و سودآوری آینده و توانایی بازپرداخت به‌موقع بدهی­ها، تأمین مالی با انتشار سهام را نسبت به تأمین مالی با بدهی گران تصور می­کنند ]20[.

با درنظرگرفتن مبانی نظری، پژوهش­های پیشین و نتایج آنها، هدف اساسی این پژوهش، تبیین ارتباط بیش‌اطمینانی مدیریت و مدیریت سود است. با توجه به هدف پژوهش، فرضیۀ پژوهش به‌صورت زیر مطرح می­شود:

- بین اطمینان بیش از حد مدیریت و مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی، ارتباط معناداری وجود دارد.

 

روش پژوهش

این پژوهش از نظر روش، در زمرة پژوهش­های توصیفی و به‌لحاظ هدف، در زمرة پژوهش­های کاربردی است. نمونه آماری این پژوهش را کلیّۀ شرکت­های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال­های 1385 تا 1393 تشکیل داده است که به‌دلیل نامتجانس‌بودن برخی از اعضای نمونه، محدودیت­های زیر بر آن اعمال شده است: نمونه‌های انتخابی از لحاظ صنایع مختلف در بورس، متنوع، اطلاعات آنها در دسترس و دورۀ مالی آنها منتهی به پایان اسفند باشد و در دورۀ مدّنظر، تغییر فعالیت یا تغییر دورۀ مالی نداده باشند، جزء شرکت‌های واسطه­گری، سرمایه‌گذاری، لیزینگ و بیمه نباشند (به دلیل تفاوت در ترازنامه و ماهیت خاص فعالیت) و تمام داده‌‌های لازم از سال 1385 تا 1393 در دسترس باشد. با توجه به شرایط و محدودیت­های بالا، از بین شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، درمجموع، تعداد 95 شرکت انتخاب شد. داده­های پژوهش با استفاده از بانک اطلاعاتی سازمان بورس اوراق بهادار تهران (کدال) و پایگاه­های اینترنتی بورس گردآوری شده است. فرضیۀ پژوهش پس از گردآوری داده­ها، به کمک نسخۀ ششم نرم‌افزار Eviews آزموده شد.

در این پژوهش برای محاسبۀ اطمینان بیش از حد مدیران از دو متغیر مستقل در قالب یک الگوی پژوهشی استفاده شده است؛ بنابراین اولین شاخص اطمینان بیش از حد براساس سرمایه‌گذاری به‌صورت رابطۀ 1 ارائه می‌شود.

رابطۀ 1)

= + +Σ +

 

که در آن  نشان‌دهندة اقلام تعهدی اختیاری و  معرف بیش‌اطمینانی مدیریت براساس شاخص اول مبتنی بر سرمایه‌گذاری است.  متغیرهای کنترلی شامل اهرم مالی، اندازۀ شرکت، نرخ بازده دارایی­ها، موجودی نقد و جمع حساب­های دریافتنی و موجودی کالا است. اولین شاخص بیش اطمینانی مبتنی بر سرمایه­گذاری ( ) براساس پژوهش­های قبلی ]1[ انتخاب شده است. بدین‌منظور، ابتدا الگوی رگرسیونی رابطۀ 2 به‌صورت مقطعی برآورد می­شود و پس از آن در هر سال باقی­ماندۀ حاصل از الگوی رگرسیون محاسبه خواهد شد. در صورتی که باقی­ماندة الگوی رگرسیونی رابطة 2 برای شرکتی بزرگ­تر از صفر باشد؛ یعنی در آن شرکت بیش‌سرمایه­گذاری وجود دارد؛ از این‌رو، این شاخص برابر یک و در صورتی که مقدار باقی­ماندة الگوی رگرسیونی رابطة 2 کمتر از صفر باشد، مقدار صفر در نظر گرفته می­شود. استفاده از این شاخص بر این مبنا است که در شرکت­هایی که دارایی­ها با نرخ بیشتری به نسبت به فروش رشد می­کنند، مدیران در مقایسه با همتایان خود در شرکت بیشتر سرمایه­گذاری می­کنند؛ به عبارت دیگر، مدیران بیش‌اطمینان به سرمایه­گذاری در دارایی­ها در مقایسه با فروش، تمایل بیشتری دارند ]1[.

رابطۀ 2)

=  + +

 

در این رابطه  و  نشان‌دهندۀ رشد دارایی‌ها و رشد فروش است. لی[2]]21[ نشان داد از آنجا که مدیران بیش‌اطمینان، تأمین مالی با انتشار سهام را بسیار گران تصور می­کنند، تمایل دارند از اهرم و بدهی بیشتری استفاده کنند. بر همین اساس و پیروی از بن دیوید و همکاران[3]]6[ در این پژوهش، مازاد نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام شرکت بر صنعت، دومین معیار اطمینان بیش از حد مدیریت ( ) در نظر گرفته شده است. در صورتی که نسبت بدهی به ارزش بازار حقوق صاحبان سهام شرکت، بزرگ‌تر از میانة صنعت مدّنظر در همان سال باشد، مدیران با اطمینان بیش از حد در آن شرکت حضور دارند. در صورت حضور مدیران بیش‌اطمینان به این متغیر، عدد یک اختصاص داده می­شود و در غیر این صورت، عدد صفر لحاظ می‌شود. براساس این، دومین شاخص برای محاسبۀ اطمینان بیش از حد مدیران براساس اهرم مالی به‌شرح زیر است:

رابطۀ 3)

= + +Σ +

 

و  نشان‌دهندۀ اطمینان بیش از حد مدیریت براساس دومین شاخص یعنی اهرم مالی است.  متغیرهای کنترلی شامل اهرم مالی، اندازۀ شرکت، نرخ بازده دارایی­ها، موجودی نقد و جمع حساب­های دریافتنی و موجودی کالا است.

در این پژوهش برای محاسبۀ مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی از الگوی کوتاری و همکاران[4] (2005) استفاده شده است. اقلام تعهدی اختیاری، اقلامی است که مدیریت بر آنها کنترل دارد و آ­نها را می‌تواند به تأخیر اندازد و یا حذف کند و یا به ثبت و شناسایی آنها سرعت ببخشد. از آنجا که اقلام تعهدی اختیاری در اختیار مدیریت است، از تعهدی­های اختیاری (DAC) به‌عنوان شاخصی در کشف مدیریت سود استفاده می­شود. اقلام تعهدی اختیاری، استفادۀ مدیریت از اقلام تعهدی را (کمتر یا بیشتر از حد معمول) در گزارشگری سود اندازه­گیری می­کند؛ یعنی سودی مدیریت‌شده است که اقلام تعهدی اختیاری بیشتری دارد ]2[. برای محاسبۀ اقلام تعهدی اختیاری، ابتدا کل اقلام تعهدی محاسبه می‌شود که از تفاوت سود خالص و وجه نقد عملیاتی است؛ سپس با استفاده از الگوی تعدیل‌شدۀ جونز که کوتاری و همکاران (2005) ارائه کرده‌اند، اقلام تعهدی اختیاری از غیراختیاری تفکیک می­شود:

رابطۀ 4)

= + + + +

 

که در آن:

TACکل اقلام تعهدی،  تغییر در درآمد فروش،  تغییر در خالص حساب­های دریافتنی، PPE اموال، ماشین‌آلات و تجهیزات، ROA بازده دارایی­ها، AT برابر با کل دارایی­های شرکت.

پس از تخمین پارامترهای رابطۀ 4، اقلام تعهدی غیراختیاری (NDAC) به‌شرح زیر برای دورۀ برآورد محاسبه می‌شود:

رابطۀ 5)

= + + +

 

در نهایت، اقلام تعهدی اختیاری به‌شرح زیر محاسبه می­شود.

رابطۀ 6)

 =

 

اهرم مالی: با تقسیم جمع بدهی­ها بر جمع دارایی­ها به دست می­آید. اندازۀ شرکت: برای محاسبۀ اندازة شرکت از لگاریتم طبیعی دارایی­ها استفاده شده است. نرخ بازده دارایی­ها: از تقسیم سود قبل از بهره و مالیات به میانگین دارایی­ها به­ دست می­آید. موجودی نقد: از تقسیم وجه نقد بر میانگین دارایی­ها محاسبه می­شود. جمع حساب­های دریافتنی و موجودی کالا: با تقسیم مجموع حساب­های دریافتنی و موجودی کالا به دارایی­ها محاسبه می­شود.

 

یافته‌ها

جدول 1 آمار توصیفی متغیرهای پژوهش را برای 95 شرکت عضو نمونه، در 8 سال نشان می­دهد. همانگونه که در جدول 1 مشاهده می­شود، با توجه به نزدیکی میانه و میانگین، گفتنی است تمام متغیرهای پژوهش، توزیع آماری مناسبی دارند. با توجه به میانگین متغیر­های اطمینان بیش از حد مدیریت، گفتنی است حدود 50 درصد از مدیران شرکت­های نمونه، اطمینان بیش از حد دارند.


 

جدول (1) آمار توصیفی متغیرهای پژوهش

 

متغیرها

میانگین

میانه

بیشینه

کمینه

انحراف معیار

مستقل

بیش‌اطمینانی مدیریت- معیار اول

487/0

0

1

0

502/0

بیش‌اطمینانی مدیریت- معیار دوم

422/0

0

1

0

497/0

کنترلی

اهرم مالی

639/0

625/0

851/1

091/0

213/0

اندازۀ شرکت

596/13

489/13

455/18

816/10

406/1

نرخ بازده دارایی­ها

141/0

125/0

671/0

413/0-

128/0

موجودی نقد

038/0

026/0

461/0

001/0

041/0

جمع حساب­های دریافتنی و موجودی کالا

455/0

468/0

919/0

003/0

205/0

وابسته

مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری

061/0-

058/0-

094/1

791/0-

156/0

 

 

براساس یافته­های پژوهش، مقدار آمارۀ F لیمر (845/3، 175/6) برای هر دو الگوی مبتنی بر اطمینان بیش از حد مدیریت کمتر از سطح معناداری 5 درصد است؛ بنابراین استفاده از روش داده­های تابلویی در مقابل روش داده­های تلفیقی مناسبت­تر است. براساس مقدارآمارۀ آزمون هاسمن (298/50، 484/50) و سطح خطای آمارۀ آزمون هاسمن (000/0) گفتنی است استفاده از روش داده­های تابلویی با آثار ثابت برای هر دو الگوی مبتنی بر متغیر مستقل اطمینان بیش از حد مدیریت مناسب است.

جدول 2 نتایج برآورد الگو براساس معیار اول متغیر مستقل اطمینان بیش از حد مدیریت را براساس شاخص سرمایه‌گذاری نشان می‌دهد. براساس نتایج جدول 2 انتظار می­رود اطمینان بیش از حد مدیریت بر مبنای سرمایه‌گذاری، تأثیر مثبتی در مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی داشته باشد. همانگونه که نتایج مندرج در جدول 2 نشان می­دهد، سطح معناداری محاسبه‌شده برای متغیر اطمینان بیش از حد مدیریتی کمتر از سطح خطای 5 درصد است؛ از این‌رو، می‌توان نتیجه گرفت اطمینان بیش از حد مدیریت در مدیریت سود تأثیر معناداری دارد؛ بنابراین مدیران بیش‌اطمینان، گرایش بیشتری به مدیریت سود دارند. با توجه به مقدار آمارۀ F (597/12) و سطح خطای آن (000/0) گفتنی است درکل، الگوی پژوهش، معناداری زیادی دارد. مقدار آمارۀ دوربین واتسون (011/2) نیز نشان‌دهندۀ نبود مشکل خودهمبستگی در الگوی پژوهش است. درنهایت، ضریب تعیین تعدیل‌شده نیز نشان می‌دهد 61 درصد از تغییرات متغیر وابسته با متغیرهای مستقل و کنترلی توجیه‌شدنی است.


 

جدول (2) نتایج برازش الگوی مدیریت سود بر اطمینان بیش از حد مدیریت

= Σ

 

متغیرها

ضریب

آماره t

سطح معناداری

رابطه

 

مقدار ثابت الگو

834/0-

162/7-

000/0

منفی

 

بیش‌اطمینانی مدیریت( )

044/0

259/7

000/0

مثبت

 

اهرم مالی

222/0

421/7

000/0

مثبت

 

اندازۀ شرکت

042/0

849/4

000/0

مثبت

 

نرخ بازده دارایی­ها

183/0

646/3

000/0

مثبت

 

موجودی نقد

078/1-

462/9-

000/0

منفی

جمع حساب­های دریافتنی و موجودی کالا

124/0

684/3

000/0

مثبت

آمارۀ (F)

597/12

ضریب تعیین تعدیل‌شده

61/0

 

سطح معناداری آمارۀ (F)

000/0

آمارۀ دوربین-واتسون

011/2

 

             

 

 

 

نتایج جدول 2 نشان می­دهد سطح معناداری برای ضریب متغیرهای اهرم مالی، اندازۀ شرکت، نرخ بازده دارایی­ها، نسبت موجودی نقد و نسبت حساب­های دریافتنی و موجودی کالا کمتر از 5 درصد است؛ بنابراین ضریب برآوردی متغیرهای فوق از لحاظ آماری معنادار است.

نتایج آزمون برازش الگوی پژوهش براساس متغیر مستقل بیش‌اطمینانی مدیریت بر مبنای اهرم مالی در جدول 3 نشان داده شده است. با توجه به نتایج جدول 3 و سطح معناداری بیش‌اطمینانی مدیریت، گفتنی است اطمینان بیش از حد مدیریت بر مبنای اهرم مالی، تأثیر مثبتی در مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی دارد. همانگونه که از نتایج مندرج در جدول 3 مشاهده می‌شود، سطح معناداری محاسبه‌شده برای متغیر اطمینان بیش از حد مدیریت، کمتر از سطح خطای 5 درصد است؛ از این‌رو، می­توان نتیجه گرفت اطمینان بیش از حد مدیریتی در مدیریت سود، تأثیر معناداری دارد؛ بنابراین فرضیۀ پژوهش براساس شاخص بیش‌اطمینانی براساس اهرم مالی ( ) پذیرفته می­شود. سطح معناداری آمارة Fنشان‌دهندۀ تأیید الگوی پژوهش در سطح اطمینان 95 درصد است. مقدار آمارة دوربین واتسون نیز نشان‌دهندۀ نبود مشکل خودهمبستگی است. ضریب تعیین تعدیل‌شده نیز نشان می‌دهد 56 درصد تغییرات متغیر وابسته با متغیرهای مستقل و کنترلی توجیه‌شدنی است.

 

 

 

 

جدول (3) نتایج برازش الگوی مدیریت سود بر اطمینان بیش از حد مدیریت

= Σ

متغیرها

ضریب

آمارۀ t

سطح معناداری

رابطه

مقدار ثابت الگو

901/0-

673/7-

000/0

منفی

بیش‌اطمینانی مدیریت

( )

021/0

864/2

004/0

مثبت

اهرم مالی

204/0

479/6

000/0

مثبت

اندازۀ شرکت

049/0

717/5

000/0

مثبت

نرخ بازده دارایی­ها

194/0

872/3

000/0

مثبت

موجودی نقد

014/1-

831/8-

000/0

منفی

جمع حساب­های دریافتنی و موجودی کالا

075/0

141/2

032/0

مثبت

آمارۀ (F)

861/10

ضریب تعیین تعدیل‌شده

56/0

 

سطح معناداری آمارۀ (F)

000/0

آمارۀ دوربین-واتسون

015/2

 

                 

 

 

با توجه به اینکه سطح معناداری متغیرهای اهرم مالی، اندازۀ شرکت، نرخ بازده دارایی­ها، نسبت موجودی نقد و نسبت حساب‌های دریافتنی و موجودی کالا که کمتر از 5 درصد است، ضریب برآوردی متغیرهای بالا از لحاظ آماری معنادار است.

 

نتایج و پیشنهادها

در پژوهش حاضر با اتکا به مبانی نظری پژوهش­های پیشین، تلاش شد یکی از مهم­ترین عوامل اثرگذار در مدیریت سود معرفی شود؛ از این‌رو، ارتباط عامل رفتاری بیش‌اطمینانی مدیریت و مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری بررسی شد. اقلام تعهدی اختیاری، اقلامی است که مدیریت بر آنها کنترل دارد و آنها را می‌تواند به تأخیر اندازد و یا حذف کند و یا به ثبت و شناسایی آنها را سرعت ببخشد. مدیران بیش‌اطمینان به‌دلیل این باور که آنها اطلاعات ویژه­ای در اختیار دارند، دقت اطلاعات خود و به‌تبع آن، سود­ها و جریان­های نقدی آیندة واحد تجاری را بیش از حد تخمین می­زنند و چشم انداز مثبتی از ریسک و بازده آیندۀ شرکت دارند. مدیران بیش‌اطمینان به‌دلیل اطمینان بیش از حد به عملکرد خود و به‌دلیل دستیابی به سودهای بیشتر در دوره­های آینده، به دستکاری سود با اقلام تعهدی اختیاری، تمایل بیشتری دارند.

برای اندازه­گیری بیش‌اطمینانی مدیریت از دو معیار مبتنی بر تصمیم‌های سرمایه­گذاری و اهرم مالی استفاده شد. از مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری نیز به‌عنوان مبنایی برای محاسبۀ مدیریت سود استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد بیش‌اطمینانی مدیریت براساس معیار مبتنی بر سرمایه­گذاری به‌طور معناداری به افزایش مدیریت سود منجر می‌شود. نتایج دیگر، نشان‌دهندۀ وجود ارتباط مثبت و معنادار بین بیش‌اطمینانی مدیریت براساس معیار مبتنی بر اهرم مالی و مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی است. به‌طور کلی، این نتایج همراستا با نتایج هسیه و همکاران][5]16[ است. آنها در پژوهش خود نشان دادند مدیران بیش‌اطمینان، گرایش بیشتری به مدیریت سود با اقلام تعهدی اختیاری دارند. دیگر نتایج این پژوهش نشان می‌دهد در هر دو الگوی پژوهش مبتنی بر اطمینان بیش از حد مدیریت، بین اهرم مالی، اندازۀ شرکت، نرخ بازده دارایی­ها، موجودی نقدی و نسبت حساب­های دریافتنی و موجودی کالا به‌عنوان متغیرهای کنترلی این پژوهش با مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی، ارتباط معناداری وجود دارد. با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهادهای زیر ارائه می­شود:

مدیران بیش‌اطمینان تحت تأثیر این باور که آنها اطلاعات ویژه­ای در اختیار دارند، معاملات پرحجمی نیز انجام می‌دهند. مطالعات تجربی نشان می‌دهد انجام معاملات زیاد و پرحجم، غالباً به عملکرد ضعیف در بلندمدت منجر می‌شود. چنین مدیرانی باید با بررسی سوابق عملکردی خود در گذشته، نسبت به انجام معاملات و کسب بازده مدّنظر اقدام کنند. پژوهش حاضر با تأکید بر یکی از مهم­ترین عوامل مؤثر در مدیریت سود، می­تواند راهنمای مناسبی برای استفاده‌کنندگان از صورت­های مالی و سرمایه­گذاران باشد؛ از این‌رو، با توجه به تأثیر مثبت بیش‌اطمینانی مدیریت در مدیریت سود، نتیجۀ این پژوهش، شواهدی از خطرات بیش‌اطمینانی مدیریت را برای سرمایه‌گذاران و اعتباردهندگان فراهم می‌کند تا هنگام اتخاذ تصمیم سرمایه­گذاری خود به رابطة متغیرهای بیش‌اطمینانی مدیریت و هموارسازی سود توجه کنند.

با توجه به نتایج این پژوهش، پیشنهادهایی برای انجام پژوهش‌های آینده به‌شرح زیر ارائه می­شود:

توصیه می­شود از سایر الگو­های کشف مدیریت سود موجود برای تفکیک اقلام تعهدی اختیاری از غیراختیاری استفاده و سپس با نتایج این پژوهش مطابقت داده شود. همچنین پیشنهاد می­شود در پژوهش­های آینده، رابطۀ سایر متغیرهای مبتنی بر اطمینان بیش از حد مدیریت با انواع الگو‌های محاسبۀ مدیریت سود آزموده شود.

 



1 Cohen & Zarowin

1. Li

2. Ben-David

1. Kothari

1. Hsieh et al

 [1] Ahmed, A. S., & Duellman, S. (2013). Managerial overconfidence and accounting conservatism. Journal of Accounting Research, 51(1), 1-30.

 [2] Ahmadpour, A., & Shahsavari, M. (2016). Earnings management and the effect of earnings quality in relation to bankruptcy level (Firms listed in Tehran Stock Exchange). Iranian Journal of Management Studies, 9(1), 77-99[In Persian].

[3] Arabsalehi, M., &; Hashemi, M. (2015). the effect of managerial overconfidence on tax avoidance, Accounting and Auditing Studies, 22(1), 85-104 [In Persian].

[4].Blue, Gh. & Hasani Alghar, M. (2015). Empirical measures of earnings quality, Accounting and Auditing Studies, 3(12), 46-69 [In Persian].

[5] Bouwman, C. H. (2014). Managerial optimism and earnings smoothing. Journal of Banking & Finance, 41, 283-303.

[6] Ben-David, I., Graham, J. R., & Harvey, C. R. (2010). Managerial miscalibration (No. w16215). National Bureau of Economic Research.

[7] Chen, S., Lai, S., Liu, C., & Mc Vay, S. (2014). Overconfident Managers and Internal Controls. Working Paper, National Taiwan University and University of Washington.

[8] Campbell, T. C., Gall Meyer, M., Johnson, S. A., Rutherford, J., & Stanley, B. W. (2011). CEO optimism and forced turnover. Journal of Financial Economics, 101(3), 695-712.

[9] Cohen, D. A., & Zarowin, P. (2010). Accrual-based and real earnings management activities around seasoned equity offerings. Journal of Accounting and Economics, 50(1), 2-19

[10] Duellman, S., Hurwitz, H., & Sun, Y. (2015). Managerial overconfidence and audit fees. Journal of Contemporary Accounting & Economics, 11(2), 148-165.

[11] Fakhari, H., & Adili, M. (2012). The relationship between free cash flow and earnings management through real activities, Accounting and Auditing Studies, 19(70), 63-78 [In Persian].

[12] Francis, J., Allen, H., Rajgopal, S., & Amy, Y. (2008). CEO Reputation and Earnings Quality. Contemporary Accounting Research, 25 (1), 109-147.

[13] Hasas Yeganeh, Y., Hasani Alghar, M., & Marfou, M. (2015). Managerial Overconfidence and Audit Fees, Accounting and Auditing Studies, 22(3), 363-384 [In Persian].

[14] Heaton, J. B. (2002). Managerial optimism and corporate finance. Financial management, 33-45.

[15] Hejazi, r., Mohamadi, Sh., aslani, Z., & Aghajani, M. (2012). Earnings management prediction using neural networks and decision tree in TSE, Accounting and Auditing Studies, 19(12), 31-46 [In Persian].

[16] Hsieh, T. S., Bedard, J. C., & Johnstone, K. M. (2014). CEO overconfidence and earnings management during shifting regulatory regimes. Journal of Business Finance & Accounting, 41(9-10), 1243-1268.

[17] Khodamipour, A.,   Dorri Sedeh, M., & Pouresmaily, A. (2015). The effect of managerial overconfidence on the conservatism with respect to the role of external monitoring, Accounting and Auditing Studies, 22(2), 183-202[In Persian].

[18] Khodamipour, A., Khorshidi, A., & Shirzad, A. (2014). The impact of disclosure quality on the various earnings management, Accounting and Auditing Studies, 20(4), 21-38[In Persian].

[19] Kothari, S. P., Leone, A. J., & Wasley, C. E. (2005). Performance matched discretionary accrual measures. Journal of Accounting and Economics, 39(1), 163-197.

 [20] Lo, K. (2008). Earnings management and earnings quality. Journal of Accounting and Economics, 45(2), 350-357.

[21] Li, F. (2010). Manager's self-serving attribution bias and corporate financial policies. Working Paper, University of Michigan.

[22] Libby, R., & Rennekamp, K. (2012). Self‐serving attribution bias, overconfidence, and the issuance of management forecasts. Journal of Accounting Research, 50(1), 197-231.

[23] Malmendier, U., & Tate, G. (2005). Does overconfidence affect corporate investment? CEO overconfidence measures revisited. European Financial Management11(5), 649-659.

[24] Malmendier, U., Tate, G., & Yan, J. (2007). Corporate financial policies with overconfident managers (No. w13570). National Bureau of Economic Research.

[25] Molanazari, M., Ramsheh, M. (2014). Managerial overconfidence and accounting conservatism, Journal of Accounting Knowledge, 5(16), 55-79 [In Persian].

[26] Nazemi, A, M. (2010). Real earnings management based on Accounting figures accrual earnings management, CPA Journal, 114-119[In Persian].

[27] Presley, T. J., & Abbott, L. J. (2013). AIA submission: CEO overconfidence and the incidence of financial restatement. Advances in Accounting, 29(1), 74-84.

[28] Pompian, M. M. (2011). Behavioral Finance and Wealth Management: How to Build Optimal Portfolios that Account for Investor Biases (Vol. 667). John Wiley & Sons.

[29] Ramsheh, M., & Molanazari, M. (2014). Managerial overconfidence and accounting conservatism, Journal of Accounting Knowledge, 5(16), 55-79 [In Persian].

[30] Schrand, C. M., & Zechman, S. L. (2012). Executive overconfidence and the slippery slope to financial misreporting. Journal of Accounting and Economics, 53(1), 311-329.

[31] Schrand, C. M., & Zechman, S. L. (2012). Executive overconfidence and the slippery slope to financial misreporting. Journal of Accounting and Economics, 53(1), 311-329.

[32] Valizadeh, L. Z. (2009). The results of actual earnings management (Msc dissertatio), Alzahra University.